تبليغاتX
CNM اخبار سبز
 خواننده سرود ضد امریکایی: راضی نیستم این سرود پخش شود

اسفندیار قره باغی خواننده سرود" امریکا امریکا مرگ به نیرنگ تو" گفت راضی نیست این سرود از صداوسیما پخش شود.

وی در گفت و گو با یکی از مجلات وابسته به همشهری گفت:من اعتقاد دارم شرایط خاصی که در سال‌های قبل وجود داشت، ایجاب می‌کرد که این سرود پخش شود ولی الان که نمایندگان دو کشور سر یک میز می‌نشینند و با هم صحبت می‌کنند، دیگر شاید مفهوم نداشته باشد که باز این سرود پخش شود.

پیشنهادم این است که تلویزیون امسال سرودم را پخش نکند، گرچه در این سال‌ها مشخص شده که برخی‌ها برای کارهایشان از دیگران نظر نمی‌خواهند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/13 و ساعت   
 حمله تند شریعتمداری به موسوی و خاتمی

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان نوشت؛

1- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.

2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.

3- اوباما رئيس جمهور آمريكا، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، گوردن براون نخست وزير انگليس، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و برلسكوني نخست وزير ايتاليا از موسوي و خاتمي با عنوان «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» ياد مي كنند و سازمان منافقين، بيت العدل بهايي ها، گروههاي ماركسيست، سلطنت طلب ها و از جمله رضا پهلوي، و مهره هاي بدنام بين المللي نظير جرج سوروس، مايكل لدين و... موسوي و خاتمي را «فرصت طلايي»! براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره) مي دانند و تمامي سرمايه و توان خود را براي حمايت از آنها به ميدان آورده و هزاران - بله تعجب نكنيد، هزاران- سايت اينترنتي و ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و صدها شبكه ماهواره اي و... در آمريكا، اروپا و اسرائيل، بيشترين- اگر نگوئيم تمامي- برنامه هاي خود را به حمايت از سران فتنه و لجن پراكني عليه اسلام و امام و انقلاب اختصاص مي دهند و موسوي و خاتمي نه تنها در اعتراض به آنها موضعي نمي گيرند، بلكه به حمايت گسترده مالي و تبليغاتي و سياسي آنها افتخار نيز مي كنند، بديهي است در اين حالت، موسوي و خاتمي به وضوح مي دانند و درك مي كنند كه مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي در ذهن و نگاه خود نام اين دو را از ليست افراد وفادار به انقلاب، امام و مردم دوست كشورشان خط زده و در ليست «عاملان بيگانه»! مي نويسند... نمي نويسند؟!

4- آيا هيچيك از موارد فوق كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، قابل انكار است؟ معلوم است كه نيست، اينها، همه واقعياتي است- اگرچه تلخ- ولي خالي از ابهام و عاري از ترديد.

اكنون جاي اين سوال است وقتي موسوي و خاتمي مي دانند كه نتيجه طبيعي و منطقي عملكرد چندماه اخير آنها، اعلام صريح بي اعتقادي آنان به اسلام ناب محمدي(ص) - و نه اسلام آمريكايي- و انقلاب و امام است و با اين مواضع و عملكرد به يقين در ليست دشمنان مردم قرار مي گيرند، چرا حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده، عليه آمريكا و اسرائيل و اروپا و منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و... موضعي نمي گيرند؟ و مثلاً به گونه اي حتي كمرنگ به هواداران خود نهيب نمي زنند كه چرا در روز قدس كه روز مرگ بر اسرائيل است، به نفع اسرائيل شعار داده ايد؟! و يا، زبان به ملامت آمريكا و اسرائيل نمي گردانند كه چرا ما دو نفر را «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» معرفي مي كنيد؟ و يا، عليه منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها و... فرياد- كه نه، لااقل غرولندي هم- نمي كنند كه چرا ما دو تن را «فرصت طلايي براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره)» مي دانيد؟! و ... راستي چرا؟! اين پرسش كاملاً طبيعي و منطقي است و آقايان موسوي و خاتمي مي توانند با اعلام موضع عليه آمريكا و اسرائيل و گروههاي ضدانقلاب، ولو براي حفظ ظاهر هم كه شده، تلقي وابستگي به اجانب و مامور بودن از سوي آمريكا و اسرائيل را در ذهن اين و آن خنثي كنند. ولي چرا نكرده اند و نمي كنند؟!...

5- پاسخ اين سوال، اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه به پذيرش نزديك است كه موسوي و خاتمي براي جلب نظر و كسب حمايت مردم مسلمان و انقلابي و ميهن دوست ايران اسلامي به ميدان نيامده اند.

نه اين كه خواستار حمايت آنها نباشند، بلكه، حضور آنان در جمع خود را بعد از دست كشيدن آنها از اسلام و انقلاب و امام(ره) مي خواهند؛ چرا كه شواهد و قرائن موجود اين تلقي را پديد مي آورد كه مقصود اين دو، ايجاد يك اپوزيسيون و تشكيل يك طبقه با هويت «ضدامام و جمهوري اسلامي» است و براي اين منظور، بايستي از مخالفان امام(ره) و نظام براي حضور در اين اپوزيسيون دعوت كنند، كه كرده اند و مي كنند.

بنابراين شعارها، مواضع و عملكرد آنها بايد به گونه اي باشد كه جلب اعتماد مخالفان امام و نظام را در پي داشته باشد و بديهي است كه كمترين و كمرنگ ترين موضع موسوي و خاتمي عليه آمريكا و اسرائيل نتيجه اي غير از نااميد شدن مخالفان نظام از آنها و دور شدن و جدايي آنان از جريان ياد شده به دنبال نخواهد داشت، بي آن كه در جذب و جلب وفاداران اسلام و انقلاب و امام به سوي اين جريان تاثيري داشته باشد.

6- اكنون به آساني مي توان احتمال داد كه چرا موسوي و خاتمي با وجود اطلاع از باورهاي ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي توده هاي مردم مسلمان، در بيانيه ها و سخنراني هايي كه به مناسبت روز قدس صادر مي كنند، عليه اسرائيل- كه هويت روز قدس مخالفت با اين رژيم غاصب و صهيونيستي است- كمترين موضعي نمي گيرند و در بيانيه اخير خود به مناسبت روز 13 آبان، هيچ اشاره اي به آمريكا كه اين روز با هدف مقابله با آن شكل گرفته است، ديده نمي شود چه رسد به مخالفت با آن.

7- موسوي و خاتمي مي دانستند و مي دانند 13 ميليون راي آنها در انتخابات اخير، راي مردمي است كه به نظام، اسلام و انقلاب وفادارند و البته در اداره كشور سليقه اي متفاوت با يك جريان سياسي ديگر دارند و رقابت انتخاباتي جز ارائه ديدگاههاي متفاوت از سوي نامزدها و گزينش يكي از آنها با راي اكثريت، مفهوم ديگري ندارد. اما، سخن آن است كه موسوي و خاتمي با وجود اين كه مي دانستند اكثريت نزديك به تمام 13 ميليون نفري كه به آنها رأي داده اند به اسلام و انقلاب و نظام وفادارند چرا براي حفظ آنها در حلقه خود نه فقط تلاشي نكردند، بلكه با اتخاذ مواضع ضدنظام و عملكردهاي آمريكا و اسرائيل پسند، اين توده انبوه-اگرچه اقليت، نسبت به 25 ميليون ديگر- را از خود راندند و نهايتاً با جمعي از مخالفان مردم و نظام اسلامي تنها ماندند هرچند هنوز هم شماري از زودباوران به هويت واقعي اين جريان پي نبرده و بي آن كه مخالف مردم و نظام و اسلام باشند، در حلقه ياد شده باقي مانده اند.

پاسخ اين سوال نيز با پاسخ سوال قبلي همسان است و آن، اين كه، در حلقه اپوزيسيون مورد نظر موسوي و خاتمي جايي براي وفاداران به نظام و انقلاب نيست. در برخي از شعارهاي موسوي و خاتمي قبل از انتخابات و بعد از آن دقت كرده و آنها را با هم مقايسه كنيد. قبل از انتخابات شعارهايي نظير «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است... بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروزي نمي رسيديم... من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام ... ما با دشمنان جمهوري اسلامي ايران سر سازش نداريم... پايبندي به قانون هويت ماست... نبايد قانون را فقط هنگامي كه به نفع ماست قبول داشته باشيم... قانون اساسي ميثاق ملي است و...»



بديهي است كه اكثر قريب به اتفاق 13 ميليون راي ياد شده را فقط به فقط مي توان نتيجه اعتقاد رأي دهندگان به اين شعارها دانست. آيا موسوي و خاتمي مي توانند انكار كنند كه با اين شعارها از 13 ميليون نفر رأي گرفته اند؟ بديهي است كه نه، بنابراين، مواضع و عملكرد آنها بعد از انتخابات كه در مواردي يكصد و هشتاد درجه با مواضع آنها در دوران انتخابات مغايرت داشته است چه مفهومي دارد؟ و آيا براي اين تغيير يكصدوهشتاد درجه اي غير از خيانت به آراء 13 ميليوني ياد شده مي توان نام ديگري پيدا كرد؟

8- از يك ماه قبل تاكنون، مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي همراه با ساير رسانه هاي ريز و درشت ضد انقلاب براي تظاهرات فردا، نقشه كشيده و رجز خوانده و دستورالعمل صادر كرده اند، كه چي؟! همه دستورالعمل ها در يك جمله خلاصه مي شود، «به جاي شعار مرگ بر آمريكا، عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيد»! اما، از چه كساني خواسته شده است كه چنين كنند؟ از ملت؟!



معلوم است كه نه، از همان جماعت اندك كه بعد از ريزش چند ميليوني رأي دهندگان در غربال موسوي و خاتمي باقي مانده اند. همان ها كه روز قدس به نفع اسرائيل شعار دادند، همان ها كه... براي آمريكا و اسرائيل مهم نيست كه چند نفرند! جنگ نرم است و توپخانه ها جاي خود را به رسانه ها داده اند. اين جماعت اندك به فريب يا به ماموريت وظيفه برهم زدن دارند و بقيه كارها برعهده رسانه هاي دشمن است كه از «كاه»، «كوه» بسازند، اگر چه به مجاز!!

9- اخبار موثق- حتي از رسانه هاي دشمن- حكايت از آن دارد كه قرار است شماري از اين فريب خوردگان يا مأموريت يافتگان از شهرستان ها نيز به تهران بيايند. ابتدا قرار بود مقابل لانه جاسوسي جمع شوند ولي در هراس از خشم جمعيت كه ديگر تاب تحمل پياده نظام آمريكا و اسرائيل را از دست داده اند، در اين تصميم تغييراتي پديد آمده است.



شماري نيز قرار بود- و هست- كه براي منحرف كردن اذهان از آمريكا به سفارت روسيه حمله كنند. همين جا گفتني است، امام راحل ما(ره) كه خود پرچمدار واقعي سياست نه شرقي نه غربي بود در موارد مشابه مي فرمود؛ «ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هريك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد، باز جايي را آتش بزنند... يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح مي كنند تا آمريكا منسي(فراموش) شود» صحيفه امام(ره)، ج 15، ص .29

حضور در خيابان هاي كم تردد و آتش زدن و تخريب نيز يكي از برنامه هاي اعلام شده آنهاست. گفته مي شود كه آدرس اين خيابان ها از قبل به رسانه هاي خارجي اطلاع داده شده است و...

10- و بالاخره بايد توجه داشت كه مقصود نهايي جماعت ياد شده، مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام است و نه دولت نهم و دهم... كه به يقين خالي از برخي انتقادهاي جدي نيست. باطل السحر اين ترفند آمريكايي- اسرائيلي، حضور گسترده و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل است. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود فريادهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل شما، مرگ آمريكا و اسرائيل را درپي خواهد داشت.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/13 و ساعت   
 خسته نباشید جانانه به این یکصد نماینده مردمی
محاکمه میرحسین موسوی ، مهم ترین کار بر زمین مانده مملکت!

عصرایران ؛ جعفر محمدی- آن طور که در خبرها آمده است، یکصد نماینده مجلس شورای اسلامی، با امضای شکایت نامه ای علیه میرحسین موسوی، از دادستانی کل کشور خواسته اند به جرایم او در خصوص حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند. دادستان کل نیز اخیرا وصول این شکواییه را تایید کرده است.

این شکایت نامه حاکی از آن است که نمایندگان مجلس تا چه اندازه در احقاق حقوق مردم مصمم هستند والا دلیلی نداشت که زمان ذی قیمت خود را مصروف پیگیری و شکایتی کنند که هیچ نفعی به حال شان ندارد.

وکلای مردم، آن طور که گفته اند، این شکایت را تا آخر پیش خواهند برد، البته آخرش چه خواهد شد؟ الله اعلم؛ ولی خیلی ها بدشان نمی آید که سرانجام میرحسین را جلوی ستادش دار بزنند و هکذا رییس اسبق مجلس ایران را!

ما نیز امیدواریم این اتفاق رخ دهد و مشکلات کشور به کلی حل شوند به جز چند مشکل فرعی و کوچک دیگر که آنها هم اهمیت چندانی ندارند و اساسا نیازی به ورود نمایندگان نیست.

مثلا چه نیازی هست نمایندگان مجلس کار به آن مهمی را رها کنند و در باره گران شدن نان یا افزایش 30 تا 60 درصدی لباس در آغاز فصل سرما یا صف های طولانی گاز و بنزین و مسایلی از این دست به خودشان زحمت بدهند؟!

یا اگر کارگران زیادی ماه هاست که حقوق نگرفته اند و خانواده هایشان در آستانه فروپاشی هستند و بعضی هایشان دست به خودکشی زده اند، باز مساله مهمی نیست. زندگی پستی و بلندی زیادی دارد و این هم یکی از آنها!

چندی پیش علی کردان، زیر یک نامه اداری را با این مضمون پاراف کرده بود که باید سگ های پول یاب تربیت کنیم.

این پاراف، جنجال برانگیز شد و وقتی خبرنگاری از وی علت این نوشته غیرمتعارف را پرسید، پاسخ داد: قرار بود چک حقوق مرا بدهند ولی خیلی طول کشید و من هم ناراحت شدم و آن مطلب را زیر نامه نوشتم.

واقعا در شرایطی که تعویق چند روزه حقوق کردان ، او را چنین آشفته می کند ، کارگران بیچاره ای که درآمدی جز حقوق ناچیز کارگری ندارند و ماه هاست که از آن هم محروم شده اند چه کاری باید بکنند؟!
البته اینکه چه کاری باید بکنند، ربطی به حوزه مسوولیت نمایندگان مجلس ندارد، آنها فعلا مشغله های مهم تری دارند و تا میرحسین را به اوین نفرستند آرام نمی گیرند.

نمایندگان مجلس اگر شنیدند که فقر و بیکاری زنان را به فحشا و مردان را به دزدی و جوانان را به اعتیاد و ... کشانده است، اصلا دلگیر نشوند و مبادا از کار اصلی شان غافل بمانند.

آنها برای خروج هر روزه صاحبان اندیشه و علم از کشور نیز دل نگران نباشند. اتفاقا هر چقدر انسان های نخبه بیشتر از کشور خارج شدند، برای خیلی ها بهتر هم هست.

اگر شالیکاران شمالی، گندم کاران خراسانی، باغداران آذری، نخل داران جنوبی و... به واسطه واردات بی رویه، به دلیل نبودن صنایع تبدیلی و بسته بندی و به علت سوء مدیریت ها به خاک سیاه نشسته اند و اگر سیب دماوند در 80 کیلومتری تهران روی دست کشاورزان باد کرده و سیب های خارجی از آن سوی دنیا خود را به بازارهای میوه پایتخت رسانده اند، آقایان خم به ابرو نیاوردند و شکایت جدیدی علیه عاملان این وضعیت تنظیم نکنند.

نمایندگان، کار چندانی با شایسته سالاری در عزل و نصب ها هم نداشته باشند و اگر هم بخواهند وارد این قبیل مسایل شوند، بگردند و ببینند چه کسی با مدرک تحصیلی جعلی به مناصب عالی رسیده است تا برای او پیام تبریک بفرستند!

نمایندگان به این مسایل پیش پا افتاده که سن اعتیاد در کشور به دوره نوجوانی رسیده، ایدز بیداد می کند، زنان خیابانی همه جا پراکنده شده اند و کودکان کار، به جای درس خواندن در دبستان در چهاراه ها آدامس و گل و فال حافظ می فروشند نیز اصلا توجهی نداشته باشند تا مبادا از آن کار اصلی باز بمانند و مردم را از خود برنجانند.

 لازم نیست نمایندگان مردم برای حل مشکل ترافیک هم کاری بکنند. مردم خودشان یکجوری با موضوع کنار می آیند. حتی اگر دولت به مصوبه نمایندگان برای اختصاص بودجه به مترو تره هم خرد نکرد، نمایندگان باز هم به رگ غیرت شان بر نخورد. فوقش مردم کمی بیشتر در ایستگاه های مترو منتظر قطار می مانند در داخل قطارها هم کمی صمیمی تر می نشینند و می ایستند!

نمایندگان حتی به خود این زحمت را هم ندهند که آمار اعلام شده توسط بانک مرکزی، سخنگوی دولت (نهم) و وزیر اقتصاد را درباره میزان درآمد نفتی در چهارسال گذشته با یکدیگر مقایسه کنند و از آقایان یک سوال کوچک بپرسند که ماجرای اختلاف های چند میلیارد و گاه چند ده میلیاردی در اعداد اعلامی چیست؟ (منظور از این اعداد دلار است. با ریال و تومان خودمان اشتباه نشود!)

نمایندگان مجلس بهتر است به کارهای مهم تری مانند پیگیری شکایت از موسوی بپردازند و کاری هم نداشته باشند که شرم آورترین وضعیت اینترنت در جهان متعلق به ایران است و حتی عراقی ها و افغانی ها هم به سرعت لاک پشتی اینترنت در ایران می خندند و مضحکه عام و خاص شده ایم.

نمایندگان مبادا از کارهای اصلی غفلت کنند و به مقولات حقیری مانند صنعت و معدن بپردازند و وقت خودشان را صرف حل مشکلات کارخانه های تعطیل و نیمه تعطیل و کارگران اخراج شده و ... کنند.نیازی هم نیست به جفای دیرین تحمیل خودروهای از رده خارج وطنی به ملت با قیمت چند برابری رسیدگی کند و داد مردم را بستانند.
مرگ سالانه 25-6 هزار ایرانی در تصادفات رانندگی هم که یک موضوع تکراری است و نباید وقت مجلس را به تکرار مکررات هدر داد.

اگر نمایندگان می بینند  که ساخت پروژه ای مانند اتوبان تهران- شمال پس از 40 سال همچنان لنگ لنگان ادامه دارد، وقتی می بینند که بعد از 30 سال هنوز پل میانگذر دریاچه ارومیه تکمیل نشده، اگر در سفرهای خارجی شان- که بیش باد- می بینند که فرودگاه بین المللی تهران بعد از 35 سال همچنان ناقص است، اگر در گذر از عباس آباد تهران، مصلای نیمه کاره ای را می بینند که 20 سال است در آن کارگران مشغول به کارند، اگر خبردار می شوند که تعلل های مسوولان در انجام پروژه های گازی باعث شده است قطری ها میلیاردها متر مکعب بیشتر از ما از میدان گازی مشترک برداشت کند و اگر...  اصلا جوگیر نشوند و خدای نکرده از امور مهمی مانند شکایت از موسوی و تعریف کردن حماسه کفش زدن به کروبی غافل نشوند زیرا در غیر این صورت ملت آنها را نخواهند بخشید.

 نمایندگان مردم ، وکلای آنها هستند و آینه تمام عیار خواست ها و مطالبات ملی و امروز ، در شرایطی که همه مشکلات مملکت حل شده و فقر و فساد و تبعیض نیز به موزه تاریخ رفته است ، تمام وجود مردم را این دغدغه پر کرده است که چرا موسوی هنوز آزاد است و مردم هر وقت در تاکسی و مترو و مهمانی ها و ادارات با همدیگر صحبت می کنند ، نه از بدبختی هایشان و از گرانی های جدید و سرگردانی هایشان در این اداره و آن سازمان ، که از میرحسین موسوی سخن می گویند و از تعلل نمایندگان در عدم پیگیری شکایت از او و مجازاتش!
خداوند چنین امثال نمایندگانی را که چشم به دهان مردم دوخته اند تا مطالبات شان را برآورده کنند ، زیاد کند!

و در پایان مزید اطلاع این نمایندگان روایتی از علی علیه السلام را ذکر می کنیم که فرمود: آفت حکومت ها 4 چیز است:
1-کنار گذاردن امور اصلی و مهم جامعه
2- پرداختن به امور فرعی
3-...
بقیه اش بماند برای وقتی که آقایان همین دو مورد را رعایت کردند!

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/12 و ساعت   
 حیات نو : دعوت از مردم براى مراسم روز 13 آبان

 

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/12 و ساعت   
 میرحسین موسوی در دیدار با خانواده فیض‌الله عرب‌سرخی: "بازداشت‌شدگان، بازجویان را به چالش کشیده‌اند"

مهندس میر حسین موسوی به همراه زهرا رهنورد با حضور در منزل فیض الله عرب سرخی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از چهار ماه از بازداشت او می گذرد با خانواده او ملاقات و از آنها دلجویی کردند .
 به گزارش خبرنگار کلمه میر حسین موسوی در این دیدار با ابراز تاسف از بازداشت چهره های سیاسی تاکید کرد : چه آنهایی که فرزند این انقلاب بوده و برای این انقلاب زحمت کشیده اند و چه جوان هایی که با نیت پاک وارد جنبش شده اند و این جنبش را با پاکی و صداقت خود به پیش بردند هدفی جز ساختن کشور و اعتلای آن نداشتند .وی تاکید کرد : هیچ کدام از این دو گروه به دنبال خرابکاری نبوده و همه دنبال ساختن کشور بودند و من نمی دانم چرا کسی این موضوع را نفهمید .
 
میر حسین موسوی تصریح کرد : کسانیکه مخالف نظام بودند هیچ گاه وارد این جنبش نشدند .وی با بیان اینکه مسیری که ما در آن قدم گذاشته ایم سختی های زیادی دارد افزود : از پیش از انقلاب سختی های زیادی کشیده ایم و سختی های این دوران را هم ادامه همان مسیر می دانیم .موسوی خاطر نشان کرد : مطمئنا روند به سمت بهتر شدن است و همه چیز نهایتا به نفع کشور پایان می یابد.
 
نخست وزیر محبوب امام در ادامه با اشاره به چهره های سیاسی که در جریان حوادث پس از انتخابات باز داشت شده اند گفت : بازجوها در مکالمه ها و دیالوگ های شبانه روزی که با فرزندان انقلاب دارند به چالش کشیده می شوند طبیعی است که به فکر فرو روند و شبها در خلوت خود فکر کنند .وی ادامه داد : در حال حاضر اطلاعاتی که از زندان ها به ما می رسد حکایت از آن دارد که این گفتمان چالش بر انگیز بین بازداشت شدگان و بازجوها بوجود آمده است .
 
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه از روز اول به آنها گفتیم رسانه ها را آزاد کنید اضافه کرد : اگر رسانه ها آزاد باشند و مردم بتوانند حرفشان را بزنند اکنون به اینجا نرسیده بودیم .وی تاکید کرد : یکی از اصلی ترین مشکلاتی که امروز با آن مواجه شده اند به دلیل محدودیت رسانه هاست .
 
نخست وزیر امام تاکید کرد : با مردم باید با ملاطفت برخورد کرد چه آنهایی که فرزندان این انقلاب بوده و برای نظام زحمت کشیده اند و چه جوان هایی که با نیت پاک وارد این جنبش شده اند . زدن و زندانی کردن و اخراج از دانشگاهها و خوابگاهها راه حل مشکل نیست .وی تاکید کرد:راه حل آنست که مردم به بینند مقصرین کهریزک و خوابگاه ها به سزای اعمال خود رسیده اند ، راه حل آنست که اگر عده ای به دلایل سیاسی دستگیر شده اند مطابق قانون اساسی در مقابل هیئت منصفه و بصورت علنی محاکمه شوند تا هم هیئت منصفه و هم مردم دفاعیات آنها را بشنوند .
 
موسوی گفت : اجرای ناقص قانون اساسی همه آنرا بی اعتبار خواهد کرد و مرجعیت آنرا بعنوان میثاق ملی و دینی از بین خواهد برد .
 
در این دیدار زهرا رهنورد به نقش بزرگ زنان در آرمانهای آزادیخواهانه رفع تبعیض و جنبش سبز اشاره کرد و گفت : در شرایط فعلی زنان ایران از پتانسیل بالای فکری – علمی – اجرایی و مبارزاتی برخوردارند و در جنبش سبز نیز پیشتاز بوده اند . زنان نه تنها به منافع ملی کشور خود می اندیشند و در راه تحقق آن و آرمانهای دموکاتیک فعالیت می کنند ، بلکه در رابطه با رفع تبعیض نیز مطالبات خود را پیگیری می کنند .
 
وی در بخش دیگر از صحبتهای خود گفت : در بند کردن زنان آزاد اندیش چه آنان که برای رفع تبعیض مبارزه کرده و زندانی شده اند و چه آنانکه در جنبش سبز پیشتاز بوده اند ، جفای بزرگی در حق آزادی و آرمانهای اسلامی است . لذا همینجا ، آزادی بی قید و شرط همه زندانیان ، بخصوص خواهان آزادی فوری زنان زندانی هستم .وی خاطر نشان کرد:زندانی کردن وجهه بسیار بدی برای نظام جمهوری اسلامی به مردم ارائه می دهد .
 
در این دیدار همچنین خانواده عرب سرخی گزارشی از آخرین وضعیت فیض الله عرب سرخی مطرح کردند.به گفته همسر عرب سرخی آخرین دیدار او با همسرش مربوط به چهارشنبه هفته گذشته بوده که در این ملاقات همچنان به دختران او اجاز دیدار با پدر را ندادند.
 
همسر عرب سرخی با انتقاد از بلاتکلیفی و عدم تشکیل دادگاه علی رغم اتمام بازجویی ها گفت:همسرم در آخرین ملاقات خود گفت که به بازجویش گفته است آنقدر به راهی که در این ۳۰ سال برای نظام و انقلاب رفته ام اعتقاد دارم که اگر همین امروز با دلایل واهی مرا اعدام کنید فکر می کنم پیش برادران شهیدم خواهم رفت.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/12 و ساعت   
 آرم پرچم جمهوری اسلامی ، چگونه شکل گرفت ؟ ( روزنامه ی کیهان / 21 اردیبهشت 1359 )

آنچه مشاهده می کنید ، بریده ای از روزنامه ی کیهان ( 21 اردیبهشت 1359 ) است ، که چگونگی طراحی و تصویب آرم پرچم جمهوری اسلامی را به تفضیل ، توضیح داده است . این طرح که توسط حمید ندیمی کشیده شده است ، در جلسه ای توسط هاشمی رفسنجانی به آیت الله خمینی ارائه می شود و مورد موافقت او قرار می گیرد . نکته ی جالبی که در این خبر به نظر می رسد آن است که قرار بوده این سمبل ، به رنگ سبز ( سمبل رشد ) باشد ، اما آنچه در نهایت بر روی پرچم ظاهر می شود ، آرمی سرخ رنگ است . دیدن این توضیح و تصویر ، شاید برای اطلاع از نحوه ی شکل گیری این آرم و نحوه ی توجیه آن در آن سالها ، خالی از لطف نباشد :

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/09 و ساعت   
 احمدی نژاد: تعریف نخبه باید عوض شود

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در سفر به مشهد، گفته که تعریف نخبه باید عوض شود زیرا تعریف نخبه در رسانه ها درست نبوده و "کسانی که نخبه هستند مرز دوست و دشمن را می شناسند."آقای احمدی نژاد در سفر استانی به خراسان رضوی در جمع گروهی که "نخبگان و فرهیختگان" معرفی شده اند، گفته است:"هر کس مرز دوست و دشمن را خلط کند، نخبه نیست. هر کس که باهوش تر و دارای استعداد است لزوما نخبه نیست."

آقای احمدی نژاد بعد از پرسش هایی در باره این که نخبه چیست و چطوری یک نفر نخبه می شود، تعریف خود را نیز ارائه داده و گفته است: "نخبگی یعنی جامع نگری، کسانی که جزیی نگر باشند نخبه نیستند و اگر کسی امور را با هم نبیند و با هم مرتبط نکند، دچار یاس و اشتباه می شود."

رئیس جمهوری ایران پرسیده "کسی که سمت های شلیک خود را درست انتخاب نمی کند، چطور می تواند نخبه باشد؟"با این تعاریف آقای احمدی نژاد نتیجه گرفته که اگر کسی بتواند شرایط و محیط را تحلیل و ارزیابی کند و از فرصت ها استفاده کند نخبه است و با این تعریف "در ایران نخبگان فراوانی داریم."از زمان روی کار آمدن آقای احمدی نژاد بحث در باره این که دولت نتوانسته با نخبگان و کارشناسان رابطه درستی برقرار کند، وجود داشته اما دولت این مسئله را رد کرده است.

آقای احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی با محسن رضایی دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ به اتهام استفاده نکردن از نخبگان، این مسئله را توهین به دولت دانست و گفت قریب به اتفاق دولت او دکترای تخضصصی دارند و دکتراهایشان "دکترای جدی است، نه از آن دکتراهایی که زمانی مد شد." او از آقای رضایی خواست عده خاصی را نخبه نداند.

آقای رضایی همچنین گفت: "یکی از ایرادات اصلی من به آقای احمدی نژاد این است که ایشان خود را فوق تخصص همه مسائل می دانند. در بحث های امنیت ملی فکر می کنند فقط ایشان خیلی می فهمند. همین باعث شده که یک تنهایی اطراف ایشان به وجود بیاید و کسی در اطراف ایشان امنیت نداشته باشد."

در دوران انتخابات ریاست جمهوری بنابر برخی نظر سنجی ها، عمده دانشگاهیان به رقبای آقای احمدی نژاد به خصوص میرحسین موسوی گرایش داشتند و بعد از انتخابات نیز یکی از گروههای معترض به نتایج انتخابات نیز دانشجویان و استادان دانشگاهها بوده اند.

اعتراض به تقسیم بندی توسعه یافته و توسعه نیافته

آقای احمدی نژاد در نشست با "نخبگان و فرهیختگان" مشهدی همچنین گفته است که چرا عده ای در داخل تقسیم بندی غربی ها در باره "توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته" را پذیرفته اند.به گفته آقای احمدی نژاد غربی ها "این تئوری را جا انداخته اند و بر اساس این تئوری جهان را تقسیم کرده و اسم خود را گذاشته اند کشورهای توسعه یافته و کشورهایی مثل ما را در حال توسعه و برخی دیگر از کشورها را توسعه نیافته."

به عقیده رئیس جمهوری ایران، "غربی ها این مطالب را تحت عنوان علم در جامعه مطرح و بعضا به جوامع تحمیل کرده اند" و متاسفانه بخشی از نیروهای فکری ما نیز این موضوع را باور کرده اند."

به گفته آقای احمدی نژاد، دلیل این مسئله هم این است که "ما خودمان طراحی انجام نداده ایم و یا طراحی های ناقصی انجام داده ایم و باید این ضعف را برطرف کنیم."

مردان نباید اجازه دهند زنان وارد کارهای سخت شوند

مسئله دیگری که رئیس جمهوری ایران در باره آن سخن گفته، موضوع مدیریت زنان است. در دولت دوم آقای احمدی نژاد، برای اولین بار در سی سال اخیر یک زن به عنوان وزیر انتخاب شد ولی با مخالفت مراجع شیعه در قم، استفاده از زنان دیگر در سمت وزارت منتفی شد.آقای احمدی نژاد، می گوید که به توان مدیریتی زنان باور دارد اما موافق نیست که زنان در شغل های سخت قرار بگیرند.

رئیس جمهوری ایران تعریف می کند که "در یکی از کشورها دیدم که خانمی صبح خیلی زود در حال جارو کردن خیابان بود و اسم این را گذاشته اند برابری زن و مرد."با این مقدمه آقای احمدی نژاد نتیجه گرفت که با این مسئله موافق نیست و "ما در ایران اعتقاد داریم که مردان اگر هم بمیرند نباید اجازه دهند که زنان شان وارد کارهای سخت شوند."

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/09 و ساعت   
 تصاویری که هیچگاه در ایران دیده نشد

برای دیدن ادامه عکس ها اینجا را کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/05 و ساعت   
 دولت نهم و عدالت از نوع فرهنگي
كاريكاتور روزنامه مردم سالاري مورخ 1388/08/05

احمدی نژاد: هر کس می خواهد درس بخواند هزینه اش را بدهد !

شفاف : اظهارات روز گذشته رئیس جمهور درباره نحوه اداره دانشگاه ها سوالاتی را در زمینه دیدگاه های جدید دولت درباره گرفتن شهریه از دانشجویان ایجاد کرده است .


رئیس جمهور روز گذشته با اشاره به نحوه اداره دانشگاه ها در کشورمان از آن انتقاد کرد و به موفقیت های کشورهای دیگر در اداره دانشگاه هایشان اشاره کرده ، پرسید چرا ما در این زمینه موفق نمی شویم ؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت ، احمدی‌نژاد با انتقاد از میزان ارتباط صنعت و دانشگاه گفت: ارتباط صنعت و دانشگاه به معنای تجاری شدن علم است که در طول سی سال بعد از انقلاب کارهای زیادی بر روی آن صورت گرفته و تصمیماتی اتخاذ شده تا این کار روان‌تر شود؛ یعنی هر کس در هر نقطه‌ای علمی تولید کرد، نافع باشد؛ اما تا کنون این مسئله نتیجه‌ نداده است.

به اعتقاد وی برای تحقق این امر ساختارها باید تغییر یابد و برخی مقاومت‌ها که در سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری نیز وجود دارد از بین برود.

وی روش اداره دانشگاه‌ها در شرایط فعلی را بسیار ساده توصیف کرد و افزود: این روش تنها در سه یا چهار دانشگاه دنیا و آن هم در چند کشور اروپایی برقرار است؛ وگرنه در باقی جاها هر کس که می‌خواهد درس بخواند پول می‌دهد و استاد دانشگاه نیز دستاوردهای خود را به صنعت می‌فروشد و در مجموع درآمد دانشگاه با خدمات علمی گره خورده است.

هر چند به نظر می رسد که هنوز دیدگاه های رئیس جمهور درباره نحوه اداره دانشگاه ها از لحاظ بودجه و دریافت شهریه شفاف نیست ، اما با این حال برخی رسانه های اصولگرا از این سخنان به عنوان اظهارات صریح رئیس جمهور درباره دریافت شهریه نام بردند . چرا که رئیس جمهور هم از نحوه اداره دانشگاه های کشور انتقاد کرده و هم گفته است که شیوه اداره دانشگاه ها ساده است و برای نمونه از دانشگاه های بقیه جاهای دنیا نام برده که از دانشجویان برای تحصیل در دانشگاه شهریه می گیرند .

با این حال باید منتظر ماند و دید آیا احمدی نژاد همچون آزاد سازی یارانه ها ، برای دانشگاه های کشور نیز برنامه جدیدی دارد و یا این سخنان تنها یک مقایسه ساده بود است .

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/05 و ساعت   
 احمدی نژاد، بزرگ ترین وارد کننده در تاریخ ایران - ثبت یك ركورد دست‌نیافتنی دیگر برای دولت نهم

 220 میلیارد دلار واردات در طی چهار سال

در حالی که دولت محمود احمدی نژاد همچنان به دلیل تخلفات انتخاباتی و اعتراضات پس از آن با بحران سیاسی روبه روست، با انتشار گزارش های پی در پی در مورد عملکرد اقتصادی خود با چالش های جدیدی مواجه شده است.

در یکی از تازه ترین گزارش ها در خصوص سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد، روز گذشته سایت "آینده" با انتشار گزارشی آماری به مقایسه حجم واردات انجام شده توسط این دولت با دیگر دولت های جمهوری اسلامی پرداخته است.  این گزارش حکایت دارد دولت نهم در طی تنها چهار سال بیشتر از مجموع چهارده سال ریاست جمهوری سید علی خامنه ای و اکبر هاشمی رفسنجانی کالا وارد کرده است. این رقم از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی 220 میلیارد دلار گزارش شده است.

 این در حالی است که اداره گمرک که زیر نظر دولت احمدی نژاد فعالیت می کند و مسئولیت انتشار میزان رقم مالی وارداتی را عهده دار است پیشتر ادعا کرده بود 185 میلیارد دلار کالا به ایران وارد شده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند 35 میلیارد دلار اختلاف میان رقم واقعی 220 میلیارد دلاری و رقم اعلام شده توسط گمرک، نشان دهنده تلاش دولت برای شانه خالی کردن از  انتقادهایی است که علیه سیاست های وارداتی آن مطرح می شود.

 واردات کمر شکن

بر اساس گزارش دیروز سایت "آینده"،  دولت در چهار سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد با نرخی تصاعدی به ترتیب ۴۳ میلیارد دلار،  ۵۰ میلیارد دلار، ۵۸ میلیارد دلار ۶۹ میلیارد دلار کالا به داخل کشور وارد کرده است.

ناظران اقتصادی اعتقاد دارند اتخاذ سیاست های افراطی وارداتی از سوی دولت احمدی نژاد باعث شده است بسیاری از فعالیت های اقتصادی داخلی کشور با رکود مواجه شوند. بر این اساس با افزایش حجم واردات از خارج  کشور، تحرک اقتصادی در داخل کشور نزول پیدا کرده که تبعاتی همچون نرخ بیکاری و تورم بالا و همچنین قابلیت زود ورشکسته شدن اقتصاد بخش غیردولتی را به همراه داشته است. اشتیاق نهادها و وزارت خانه های اقتصادی دولت نهم برای وارد کردن کالا به کشور به اندازه ای بوده که اقلامی مانند گندم که کشور پیش از دولت نهم در زمینه تولید ان خودکفا شده بود نیز بار دیگر به داخل کشور وارد می شوند.

به گزارش این سایت تنها در دو ماهه ابتدای امسال یک میلیون و 195 هزار تن از این محصول وارد کشور شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل با افزایشی 100 درصد روبه رو بوده است. کارگران صنعت نیشکر و قند و همچنین شالیکارانی که در تامین برنج می کوشند از دیگر قربانیان بزرگ سیاست های وارداتی محمود احمدی نژاد بوده اند.

 حساب ذخیره ارزی منفی است

طبق گزارش های منتشر شده در حالی که دولت احمدی نژاد – به ویژه با فروش نفت-   339 میلیارد دلار درآمد ارزی در چهار سال اخیر کسب کرده، اما حساب ذخیره ارزی با موجودی "تعهدی" 18 میلیارد دلاری مواجه شده است. این به معنای آن است که میزان بدهی تعهدی آن ۱۸ میلیارد دلار بیش از موجودی آن بوده و مازاد درآمد ارزی کشور پس‌انداز نشده است. این در حالی است که محمد خاتمی در پایان هشت سال ریاست جمهوری با درآمد نفتی به میزان یک سوم درآمدهای نجومی چهار سال نخست دولت احمدی نژاد، ده میلیارد دلار به این صندوق تزریق کرده بود.

"آینده" در گزارش دیروز خود، همچنین یادآوری کرده که مجموع در آمد های ارزی در هشت سال جنگ و هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به ترتیب 115 و 150 میلیارد بوده است. به دیگر بیان مجموع درآمد های ایران در این شانزده سال 74 میلیارد دلار کمتر از درآمد ارزی دولت نخست احمدی نژاد بوده است.

گفتنی است احمدی نژاد همزمان با افزایش نجومی درآمد های نفتی در تصمیمی بی سابقه تصمیم به انحلال سازمان برنامه و بودجه  و شورای پول و اعتبار گرفت. منتقدان معتقدند این انحلال ها با هدف سیطره کامل دولت احمدی نژاد بر درآمد های عظیم نفتی بدون آنکه مجبور به پاسخ گویی به نهادهای ناظر مالی باشد انجام شده است.

در همین راستا ابتدای هفته گزارشی دیگر که در سایت "فردا" منتشر شد نیز، از اختلاف 66 میلیارد دلاری میان آمار بانک مرکزی با ادعاهای دولت در خصوص تبادلات صادراتی و وارداتی در چهار سال اخیر پرده بر داشت.

دولت نهم با ثبت ركورد دست نیافتنی 220 میلیارد دلار واردات در طول چهار سال، واردات به میزان كل 14 سال دولت‌های آیت‌ا... خامنه‌ای (68-1362) و آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی (76-1368) را تنها در چهار سال به نام خود ثبت كرد.



به گزارش خبرنگار «آینده»، بنابر گزارش رسمی بانك مركزی میزان كل واردات كالای كشور (FOB) در دولت نهم در سال 1384، معادل 43 میلیارد دلار، سال 1385 50 میلیارد دلار، سال 1386، 58 میلیارد دلار و سال 1387 حدود 69 میلیارد دلار است كه مجموع آن برابر 220 میلیارد دلار است كه این میزان واردات با كل واردات كالای دولت‌های سوم تا ششم یعنی سال‌های 1362 تا 1376 كه آیت‌ا... خامنه‌ای و آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور بودند و واردات كشور سالانه به طور متوسط كمتر از 18 میلیارد دلار در سال بوده، برابر است. بنابراین كل واردات كشور طی 14 سال مذكور كمتر از 4 سال دولت نهم بوده است.

 


از سوی دیگر كه با وجود آن‌كه درآمد ارزی نجومی كشور در این دوره به رقم نجومی 339 میلیارد دلار در طول تنها 4 سال رسیده است، حساب ذخیره ارزی بنابر آمار رسمی با موجودی تعهدی 18 میلیارد دلار مواجه شده است. این به معنای آن است كه میزان بدهی تعهدی آن 18 میلیارد دلار بیش از موجودی آن است و نشان می‌دهد مازاد درآمد ارزی كشور پس‌انداز نشده است.

گفتنی است كل درآمد ارزی هشت‌ساله دولت دفاع مقدس 115 میلیارد دلار كل درآمد ارزی 8 ساله دولت سازندگی كمتر از 150 میلیارد دلار بوده است، یعنی مجموع درآمد ارزی 16 ساله (76-1360)، برابر با 265 به میزان 74 میلیارد دلار كمتر از درآمد ارزی 4 ساله دولت نهم بوده است.
 
درآمد نفتی دولت نهم نیز با رسیدن به رقم 280 میلیارد دلار ظرف 4 سال، 43 میلیارد دلار بیش از درآمد نفتی 16 ساله دولت‌های دفاع مقدس و سازندگی بوده است.

نظر ما = مرحبا به چین با این درآمد!  = نظر شما

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/05 و ساعت   
 درود بر خاتمی دیکتاتور

 این می شود شعار با معنا، ولی اگر کسی از آن طرفی ها بگوید " موسوی دروغگو، شصت و سه درصدت کو؟" این شعار احمقانه است، چون موسوی نه دروغگوست، نه گفته است 63 درصد رای آوردم. امروز علیرضا بهشتی به نمایشگاه مطبوعات رفت. یک گروهی از طرفدارانش شعار می دادند " یا حسین میرحسین" و " صل علی محمد بوی بهشتی آمد." تا اینجا قضیه قابل فهم است. اما شعارهای حامیان حکومت و گردانندگان نمایشگاه، این بود " بهشتی دروغگو" و " دیکتاتور واقعی، موسوی و خاتمی" و " بهشتی ننگ بهشتی شده."

ببین! برادر من! دیکتاتور معنی دارد، با پدرسگ و کره خر و بی شرف هم فرق دارد، دیکتاتور کسی است که قدرت دارد و به دیگران چیزی را دیکته می کند. آدمی که قدرت ندارد که نمی تواند دیکتاتور باشد، آن هم دیکتاتور واقعی. شعار هم که فحش نیست که من بگویم پدرسگ، شما هم بگوئی خودتی. وقتی سبزها به احمدی نژاد می گویند دیکتاتور، طرفداران احمدی نژاد هم باید به موسوی بگویند " مخالف مردمی" یا " مهندس معماری" یا مثلا " چیز چیز کن" یا یک چیزی که جور باشد، آدم که نمی تواند فقط بخاطر قافیه دروغ بگوید. خاتمی هشت سال رئیس دولت بوده، یک نفر سه تا دلیل بیاورد که خاتمی دیکتاتور است. الکی که نیست، در حالی که حداکثر 48 ساعت بعد از اعلام نتایج انتخابات خرداد 88 هر کسی می توانست سی دلیل بیاورد که احمدی نژاد در همان دو روز دیکتاتور بوده. یا مثلا وقتی کسی می گوید " بهشتی ننگ بهشتی شده" باید یک دلیل هم داشته باشد. مثل ما که برای هر توهینی به احمدی نژاد دلیل داریم. مثلا برای مواردی مثل " کوتوله دروغگو"، " قاتل دروغگو"، " کوتوله بی لیاقت" و مواردی از این دست من می توانم تا صبح یک میلیون دلیل که نه، ولی سی تا دلیل بیاورم.

 نه بمب می خوایم نه فشفشه، دولت باید عوض بشه

به نظرم باید یواش یواش به فکر نتیجه گرفتن از راهپیمایی ها و اعتراضات مردمی باشیم. منظورم البته برای این هفته و هفته دیگر نیست، انشاء الله برای سه چهار ماه آینده عرض می شود. البته خدای ناکرده فکر نکنید منظور این است که اگر دولت عوض نشود، ملت شهر را شلوغ می کنند و از این چیزهای تند که ما از آن خوشمان نمی آید، بلکه منظورم این است که اگر هم ما هم حرفی نزنیم، ملت خودشان شهر را شلوغ می کنند، یعنی واقعش را بخواهید از همین حالا هم شهر شلوغ است.

الآن حکایت جنبش سبز و حامیان دولت شده داستان لی لی پوتی های طرفدار کوتوله اعظم و ملت میلیونی که مردم با قد 180 سانت وسط یک مشت کوتوله بیست سانتی راه می روند و هر از گاهی یکی با سنگ یا چوب یا تیزی به آنها حمله می کند، و ملت سبز هم باید احتیاط کنند که پایشان را روی انصار حزب الله یا اراذل و اوباش یا بطور خلاصه خبرنگاران رجانیوز و فارس نگذارند. البته من هنوز نمی فهمم، یعنی این کارکنان فارس و رجانیوز و برنا و ایرنا، خواهر و مادر و پدر و همسر و زن ندارند که به آنها بگوید نان بی ناموسی به خانه نیاور، یا بزند توی سر یارو که دیگر در اماکن مشکوک کار نکنند و نان آدم فروشی به خانواده ندهند؟ البته می دانیم که واقعا خیلی سخت است.

آدم کار که دارد هزار تا بدبختی دارد، اگر کار هم نداشته باشد که دیگر هیچ. از کجا بیاورد زندگی کند. شما فکر کنید، تا به حال کیهان به مرحله بازجویی و آدم فروشی رسیده بود و آدمهایی مثل حسین شریعتمداری یا حسن شایانفر یا ایمانی در حوزه بازجویی و این قضایا کارهایی می کردند، ولی کسی از آنها گاز اشک آور نمی زد و چاقو نمی کشید، حالا که دیگر خبرگزاری فارس و رجانیوز دوره تخصص " کونگ فو" و " نانچیکو" و " ووشو" و " پرتاب چاقو و کفش" برگزار می کنند. لااقل این کارها را هم نمی گویند به سرایدار یا نگهبان یا دستیار خبر انجام دهد، خود سردبیر فارس چاقو می کشد.

تا اینجا عباس توانگر سردبیر فالس نیوز و حسن روزی طلب و حامد ملک پور از فالس نیوز و ایران در کتک زدن کروبی در نمایشگاه دست داشتند. پیشنهاد می کنیم انجمن روزنامه نگاران مسلمان از سال آینده جایزه پرتاب نیزه و چاقو و دارت و جودو و کاراته را هم در کنار مقاله نویسی و عکس و تیتر به مسابقه اضافه کند. البته به نظرم همه این بزن بزن و خین و خین ریزی ها، مقدمه برگزاری سیزده آبان است که انشاء الله از شب قبل از سیزده آبان یعنی شب دوازدهم آبان با الله اکبر شبانه در همه شهرها شروع می شود، فردا هم که ملت به تقاضای دولت عزیز که سی سال است از مردم دعوت می کند که برای مراسم شرکت کنند، لبیک می گوئیم و عمرا اگر نیم ساعت هم دیر برویم. اول وقت همه آماده زدن مشت محکم به سازشکارانی که نمی خواهند ملت ایران در صحنه نبرد سیزده آبان حضور یابد، آماده ایم.

داشتم یک چیز دیگر می گفتم، اینکه ما باید یواش یواش شعارهای مان را به طرف عوض شدن دولت تغییر بدهیم. یعنی از مجلس بخواهیم که حداقل برای نجات حکومت هم شده، دولت را عوض کند. البته مردم می توانند مثلا تا 22 بهمن به مجلس فرصت بدهند. مثلا عرض کردم، نه اینکه فکر کنید برنامه خاصی در ذهن دارم، دور هم هستیم داریم حرف می زنیم.

مجوز برای سیزده آبان

اینکه آقای احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به سبزها گفته اند که باید برای شرکت در راهپیمایی سیزده آبان مجوز داشته باشند، من را بشدت به فکر فرو برد، یعنی اگر دولت یک راهپیمایی برگزار کند، که سی سال است می کند، و از همه مردم دعوت کند که در این راهپیمایی شرکت کنند، که می کند، و ما هم به همان جایی برویم که همه می روند، باز هم مجوز لازم داریم؟ حالا فرض کنید مجوز هم گرفتیم، بعدش چکار باید بکنیم؟ یعنی اگر مجوز داشته باشیم، دیگر کتک نمی خوریم؟ یا مثلا اگر مجوز داشته باشیم، باید از روی آن کپی بگیریم و هر کسی یکی به مامورین نشان بدهد؟

یا فرض کنید مثلا برویم مجوز بگیریم و به ما مجوز ندهند، در آن صورت یعنی مراسم 13 آبان برگزار نمی شود؟ یا مجوز به عده دیگری می دهند که آنها بروند در مراسم شرکت کنند و ما نمی توانیم در آن مراسم شرکت کنیم؟ یعنی امسال به جای مجوز، کارت دعوت می دهند برای حضور در مراسم سیزده آبان باتفاق بانو، برای صرف کتک و گاز و دادن شعار و زدن فریاد. بعد از مراسم پذیرایی در اوین انجام می شود. یعنی اینجوری هاست؟ به نظر من ما به دلایل زیر نیاز به دریافت مجوز سیزده آبان نداریم:

اول، ما می خواهیم در مراسم دولتی سیزده آبان شرکت کنیم، یا دولت اعلام کند که امسال سیزده آبان مراسمی برگزار نمی شود، یا اگر برگزار می شود که ما فقط در این حالت در مراسم شرکت می کنیم.

دوم، تا دیروز گفته می شد که دولت ایران و آمریکا به توافق رسیده اند و احمدی نژاد هم گفت این توافق کاملا زیر نظر دولت بوده است. از دیروز آقای باهنر گفته است که " رهبری مخالف مذاکره با آمریکاست" برای ما فرقی نمی کند، اگر تا سیزده آبان، آمریکا بد باشد، ما می رویم جلوی سفارت آمریکا و فحش می دهیم به روسیه، اگر هم تا آن زمان رهبری بالاخره تصمیمش را گرفته باشد و آمریکا خوب باشد، ما هم می رویم شعار می دهیم به نفع آمریکا. یعنی همان کاری که دولت می کند، مخالفت با دولت جرم است، موافقت با دولت هم جرم است؟

سوم، اگر فرض کنیم که دولت بخاطر اینکه سبزها به مراسم سیزده آبان نیایند، این مراسم را برخلاف سی سال گذشته ممنوع کند، ماه آینده که مراسم شانزده آذر با سابقه پنجاه ساله برگزار می شود، چه می کند؟ آن را هم ممنوع می کند؟ حالا شانزده آذر را ممنوع کند، با ماه محرم که هر شب از حالا ملت تکیه سبز قرار است ببندند و دسته های سبز راه بیندازند و نوحه " مرگ بر دیکتاتور" بخوانند چه می کنند؟ ماه محرم هم ممنوع می شود؟ یک دفعه تقویم را پاره کنید و بیاندازید دور!

 

یه دل می گه برم برم، یه دلم می گه نرم نرم....

ول کن بابا اسدالله! ما که می دونیم فردا تکذیب می شه، ولی اگر نشد، دوستان در خراسان آماده پذیرایی باشند. فعلا سبزهای خراسان از ظهر دارند از خوشحالی می زنند و می رقصند و با سرشان گردو می شکنند، چون دم ندارند. پوسترها چاپ شده، شعارها آماده، دستبندهای سبز به دست و شال سبز هم گذاشته شده کنار، همه چیز آماده تشریف فرمایی عزیز دل ما، یعنی احمدی نژاد است. الفنون که بعد از سفر یواشکی به سمنان، سفر بدون دیده شدن به شیراز، لغو سفر به اصفهان در هفته گذشته، تصمیم گرفت برای 2345 مین بار به سفر استانی خراسان برود، بزودی در این منطقه با استقبال گسترده سبزهای استان که اصولا رنگ سبز جنبش حاصل فکر بچه های خراسان است، مواجه خواهد شد. به قول محمود که به چاوز گفته بود، بی خیال فرش، بیا تو با کفش، منتظریم سنگینگ!

 

موسوی! دروغ می گه، نگو!

این حسین شریعتمداری که امروز در غرفه کیهان مورد اعتراض شدید سبزها قرار گرفت، به میرحسین پیغام داده که " موسوی یک بار دیگر مرگ بر اسرائیل بگوید." در حالی هم این حرف را زده که مذاکرات دولت ایران با اسرائیل با وساطت استرالیا لو رفته و فعلا شش ماه است که ایران و اسرائیل هیچ اقدام جدی علیه هم نمی کنند. احتمالا هم قوه قضائیه یک قانون تصویب کرده که هرکس مرگ بر اسرائیل بگوید می رود زندان، شریعتمداری هم منتظر همین است که میرحسین بگوید مرگ بر اسرائیل تا زندانش کنند. میرحسین! این دروغ می گه، نگی مرگ بر اسرائیل!

 شعار نرم، شعار سخت

سبزهای عزیز! گول نخورید، درگیر بازی نشوید و حرف های صد من یک قازی را که هیچ کمکی به پیشبرد جنبش نمی کند، تکرار نکنید. هر کسی که به وحدت خاتمی و کروبی و موسوی کمک کند، جنبش سبز را پیش می برد. هر سه رهبر جنبش سبز حواس شان هست چه می کنند. راست ها دو بازی را در پیش گرفته، از یک طرف دارد چنان حرف می زند که انگار در حال کنار آمدن با موسوی هستند و از طرفی به اسم اینکه می خواهند از همه چیز انتقاد کنند، فقط به موسوی و خاتمی انتقاد می کنند. حالا انتقاد کنند، انتقاد که مشکلی ندارد، دارند طرف را ضایع می کنند.

این رفیق ما هم وقتی مهاجرانی با حکومت مخالفتش را جدی کرد، شروع کرد بد گفتن به مهاجرانی، وقتی سازگارا علیه حکومت تند شد، یادش افتاد که سازگارا دوهزار سال قبل جزو موسسین سپاه بوده، وقتی موسوی رهبری جنبش را در دست گرفت، جوری حرف زد انگار موسوی رئیس جمهور است و انگار نه انگار در ایران خامنه ای و احمدی نژاد هم وجود دارند. حالا هم گیر سه پیچ به خاتمی و کدیور. اشکالش هم این است که چرا موسوی می گوید شعار تند ندهید. طبیعی است که می گوید شعار تند ندهید. او باید بگوید شعار تند ندهید، ما هم باید بگوئیم چشم، ولی شعارمان را بدهیم. موسوی اعلام کرده که من هیچ حرف پنهانی از مردم ندارم و تا به حال هم رفتارش درست بوده، اگر کسی به اسم دفاع از جنبش سبز علیه موسوی یا خاتمی کاری بکند که دعوا را از دعوای ما با حکومت، تبدیل به دعوای درونی جنبش کند، حتما یک مشکلی وجود دارد.

حالا از اینها گذشته، اکثر شهدای جنبش سبز زمانی کشته شدند که هنوز شعارهای تند اختراع هم نشده بود، چه معنی دارد که مثلا کسی بگوید شعارتان یواش باشد یا تند باشد. شما که در هر حال می گیرید و می زنید، دیگر چه فرقی می کند که آدم چه شعاری بدهد. وقتی هفتاد نفر را بخاطر خواندن دعای کمیل می گیرند و هنوز 19 نفرشان زندانی اند، یعنی همین افراد مشکل حکومت اند، وگرنه شما تندترین شعار را هم بدهید، ولی کسی به شما کاری نداشته باشد، معلوم می شود که اصولا این حکومت است که می خواهد شعارها تند بشود که دیگر نتوان یک جمع دو میلیونی را در خیابان نگه داشت. این نکته را در رانندگی قطعا رعایت کنید، سرعت تان به اندازه ای باشد که دو میلیون نفر بتوانند کنارتان راه بروند، نه اینکه آنقدر تند برویم که از عموم مردم جدا بمانیم. ما به اتحاد سبزها نیاز داریم.

 گابریل گارسیا مارکز هم جاسوس شد

شوخی نمی کنم. همانطور که سالها قبل کیهان نوشت که والت دیسنی جاسوس سیا بوده، رجانیوز اعلام کرد که گابریل گارسیا مارکز جاسوس بوده است. البته به اسم کتابهایش هم دقت کنیم متوجه می شویم که جاسوس بوده؛ مثلا " کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد" خودش نشان می دهد که سرهنگ حتما جاسوس بوده که کسی به او نامه نمی نوشت. یا مثلا " گزارش یک مرگ" یا " صد سال تنهایی" یا " ژنرال در هزارتوی خود" همه نشان می دهد که طرف جاسوس بوده، فقط تعجب می کنم ما با این همه عقل مان چرا تا به حال این نکته را نفهمیدیم. - ابراهیم نبوی

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/08/04 و ساعت   
 منتظرالزیدی و صفارالهرندی

نوبت به اولیاء که رسید آسمان تپید. قصه همین است، زنگ می زنی در خانه مردم فرار می کنی، یک ماه بعد لنگ ظهر، خوابیدی با پیژامه راه راه و زیرپوش پاره، یک دفعه می بینی زنگ در خانه تان را زدند، فکر می کنی بابات آمده، در را باز می کنی، یک دفعه یک لنگه کفش محکم می خورد توی سرت، تازه می فهمی مزاحم تلفنی است. آقا جان! مزاحم مردم نشو تا بیخودی هی اس ام اس الکی برایت نیاید.

 یک سال قبل، منتظر الزیدی خبرنگار عراقی، یک لنگه کفش پرت کرد به طرف بوش، آقا! ایکی ثانیه طرف چنان مشهور شد انگار انجلیناجولی است. تمام دنیا بیماری لنگه کفش گرفت، در ترکیه پنج تا لنگه کفش خورد به نمایندگان مجلس و در کامرون دویست تا لنگه کفش که معترض به انتخابات بودند، در صندوق های رای گیری کشف شدند. در نماز جمعه تهران، صدا و سیما مسابقه لنگه کفش پرانی برگزار کرد. نزدیک بود حسین رضازاده هم وزنه برداری را ول کند و در مسابقات المپیک به جای پرتاب دیسک لنگه کفش پرتاب کند، علیه اسرائیل. همین منتظرالزیدی ده دوازده تا دکترای فیزیک هسته ای از دانشگاه های ایران قرار بود بگیرد. حتی آقای مصباح می خواست او را مجتهد اعلام کند.

 حالا دیگر قضیه مد شده، خودت کردی که لعنت نمی خواهم بیخودی بفرستم، همان موقع هم گفتم آدم اگر شعور داشته باشد، کفش اش را پرت نمی کند، طرف مردم، بیخودی گفتند نه، اساسا این یک نماد مبارزه است و هشت هزار سال سابقه دارد. حالا دیروز در دانشگاه دانشجویان مخالف لنگه کفش پرت کردند طرف صفار هرندی. تا لنگه کفش پرت شده به طرفش تازه یاد مدنیت و ادب افتاده و گفته است " متاسفم که شما پرتاب لنگه کفش را نشانه مدنیت می دانید." یادش رفته که وقتی لنگه کفش از آن طرفی پرت می شد چه ذوقی کرده بودند امت حزب الله. البته مشکل فقط لنگه کفش نیست. ترور هم همین است.

 بیست سال است عکس مردک تروریست را روی ساختمان ده طبقه نقاشی کردند، که چی؟ آقا بمب به خودش بسته بود و ده تا بدبخت بیچاره را منفجر کرد. مملکتی که ده پانزده سال در آن تبلیغ شده که عملیات استشهادی راهی برای رفتن به بهشت است، همین می شود، یک احمق نادانی هم پیدا می شود، می زند شصت تا آدم را در سیستان منفجر می کند. فکر می کنی آن کسی که چنین اقدامی کرده، فکر می کرده می رود جهنم؟ مطمئنا او هم فکر می کرده می رود بهشت، خریت که اختصاص به یک گروه خاص ندارد.

 زلزله رو باید کشت، چه با لگد چه با بیل

 به دنبال زلزله دو روز قبل تهران، فرماندهی سپاه پاسداران اعلام کرد که ما محکم سر جای مان ایستاده ایم که ایستاده ایم، به تو چه که ایستاده ایم، دلمان می خواهد که ایستاده ایم و چند چیز دیگر که ایستاده ایم. این فرماندهی اعلام کرد، هر زلزله زیر پنج ریشتر را به عنوان براندازی نرم و زلزله بالای شش ریشتر را براندازی سخت ارزیابی کرده و با عوامل آن برخورد خواهد شد. دادستانی تهران هشدار داد که تا کنون 354 نفر از 167 زندانی بند 209 اوین به دست داشتن در این زلزله اعتراف کرده و گفته اند که به دستور شخص موسوم به " م.م" و " م.ک." اقدام به لرزاندن تهران کرده اند.

 بسیج سپاه نیز اعلام کرد که با توجه به عوامل نفوذی دشمن در بخش ژئوفیزیک دانشگاه تهران، درس فیزیک، زمین شناسی، زلزله شناسی از دروس دانشگاهی حذف می شوند تا دشمن نتواند از طریق زلزله های اسلام ستیز، ارکان نظام را به لرزه دربیاورد. سخنگوی وزارت خارجه نیز که یادش رفته بود، استعفا داده است، در یک جلسه مطبوعاتی حاضر شد و دولت پاکستان را به عنوان عامل اصلی ایجاد گسل در کشور معرفی کرده و اعلام کرد که متقابلا دست به زلزله در پاکستان خواهد زد.

 جلال الدین هالی

 بقول مرحوم صادق هدایت در زندگی آدمهایی هستند که مثل ستاره هالی می ماند، هر هفتاد سال یک بار پیداشان می شود و زرتی حرفی می زنند و می روند تا هفتاد سال دیگر. یکی از این معجزات بزرگ الهی جلال الدین فارسی است، او در سال 1358 می خواست رئیس جمهور شود، منتهی در آن زمان تازه ایرانی شده بود، چون چند سالی افغانی و بعد از آن چند سالی لبنانی بود، به همین دلیل رئیس جمهور نشد. بعد غیب شد و رفت تا زمانی که به جای هفتاد سال، هفده سال بعد در حین شکار و تیراندازی زد و یک بنده خدایی را کشت، و چون مقتول جزو عوامل مخالف و ضدانقلاب نبود، جلال الدین فارسی مدتی رفت دادگاه تا ثابت کند که از بنیانگذاران انقلاب است و سالها قبل منتقد مارکسیسم بوده، به همین دلیل اگر در هنگام شکار کسی را کشت نباید زندانی اش بکنند، و ظاهرا آزاد شد.

 دوباره مثل ستاره هالی رفت تا همین دیروز که یکی از برادران بدنام امام زمان داشته زمین را بیل می زده که شاید کمی اورانیوم 19.5 درصد غنی شده پیدا کند، که یکهو به یک جنس زیرخاکی برخورد کرده و دیده جلال الدین فارسی است. در همان اکتشاف جلال الدین فارسی اعلام کرد: " میرحسین موسوی و مهدی کروبی هیچ شناختی نسبت به اسلام وحیانی و آموزه های دینی ما ندارند." کسی که او را کشف کرده بود، از او پرسید: " پس چطور آقای خمینی این را نفهمید و یکی را گذاشت نخست وزیر و آن یکی را رئیس بنیاد شهید کرد؟" اما جلال الدین فارسی قبل از اینکه به این سووال پاسخ بدهد، سوت کشید و مثل ستاره هالی دور شد و رفت تا هفتاد سال دیگر که معلوم نیست، با چه موضعی از چه طرفی پیدایش بشود.

 وحدت علیه ملت، ملت علیه وحدت

 تا به حال هیچ طرحی برای وحدت ملی با این همه استقبال مواجه نشده بود. از در و دیوار می ریزد. میرحسین موسوی اعلام کرد " تا زمانی که دولت قبول نکند که وضع بحرانی است و به مردم بگوید اغتشاشگر و حق مردم را ضایع کند، وحدت معنی ندارد"، حسینیان هم گفت: " طرح وحدت ملی چیزی جز فتنه ای جدید نیست" جنتی هم که اصلا رفته تا بیخ قضیه و گفته که " واقعا در حال جنگ هستیم." البته حبیب الله خان عسگراولادی گفته است: " اگر متهمان با آهنگ ولی فقیه هماهنگ شوند، رهبری نمی گذارد به این افراد ظلم شود." یعنی اگر کسی با ولی فقیه هماهنگ نشود، رهبری می گذارد به او ظلم شود. این هم از اهانت امروز عسگراولادی به مقام معظم رهبری. حالا خوب است، رهبری فعلا زنده است و این حرف ها را درباره اش می زنند، اگر مرده بود می خواستند چه بگویند.   

 دروغگو دروغگو شصت و سه درصدت کو

رو که نیست، سنگ پای قزوین است. این که نقد است و جلوی چشم است، قبول نمی کنند، آن یکی که قرار است بعدا اتفاق بیافتد و معلوم نیست که آیا به بار باشد، آیا به بار نباشد، از حالا دارند خرجش می کنند. از یک ماه قبل از انتخابات تا حالا، هیچ جمعی تشکیل نشده که نشان بدهد که احمدی نژاد نه 63 درصد، نه 50 درصد، نه 40 درصد، نه 30 درصد، بلکه همان 20 درصد رای طبیعی اش را دارد. به قول یکی از فرماندهان سپاه، روز قدس دو میلیون نفر از سبزها در میان جمعیت بودند، تعداد جمعیت هم حداکثر دو و نیم میلیون نفر بود. سفر شهرستانی اولی هم که سمنان بود که احمدی نژاد سرزده رفت تا وسط جاده و برگشت، سفر استانی دومی هم که شیراز بود که دکتر پوپول جرات نکرد پا به خیابان بگذارد، از بس بچه ام شجاع است. سفر سومی هم که قرار بود همین هفته باشد که اصفهانی ها آن را به تعویق انداختند، چون مصوبات هفت ماه قبل عملیاتی نشده بود.

 ما همینطوری با گوش دراز و دهان باز نشستیم که دکتر پوپول اعلام کند که کجا می خواهد برود، تا برویم وسط چشمش و شعار بدهیم دروغگو دروغگو شصت و سه درصدت کو؟ البته خبرگزاری جمهوری اسلامی که من می دانم نود درصد کارمندانش با احمدی نژاد مخالفند، ولی مثل خیلی از هموطنان گرفتار رئیس بد و نه ذغال خوب، هستند، اعلام کرد " احمدی نژاد بزودی سفرهای استانی را برای نشان دادن شصت و سه درصدش آغاز می کند." یعنی حالا هم که می خواهد یک بار از خانه بیرون برود و سرکار برود و سفر خارج هم نمی رود و لات بازی و ولگردی هم نمی رود، باز هم می خواهد برود نشان بدهد، نمی خواهد کاری بکند.

 به همین دلیل

 بعضی اوقات، بعضی آدمها سووالات نامربوطی می پرسند که جوابش توی همان سووال است. اصلا معلوم نیست چرا سووال می کنند. یکی از نویسندگان اصلاح طلب در یکی از سایت های اصلاح طلب نوشت: " چرا مدعیان اصولگرایی دروغ می گویند و دروغ می نویسند؟" آخر این هم پرسیدن دارد؟ چون اصولگرا هستند. یک اصولگرا نشان بدهید که دروغ نگوید، من یک جایزه بزرگ برایتان می فرستم. لطفا مرده ها را مثال نزنید!

 کرزای به دور دوم رفت

 یک کار نکرد که درست دربیاید. محض رضای خدا که آدم حداقل دلش خوش باشد که طرف حداقل یک کار درست و درمانی کرده است. پیروزی مرکل را قبل از اعلام نتایج به عنوان اولین رئیس جمهور آلمان تبریک گفت، معلوم شد که اولا هنوز انتخابات تمام نشده، ثانیا یارو اصلا رئیس جمهور نشده، حالا خوب شد کشورش را درست گفت. دیروز هم الفنون پیروزی کرزای را در انتخابات تبریک گفت، تا شنید تقلب شده خودش را موظف دانست که از همکارش حمایت کند. امروز اعلام شد که انتخابات افغانستان به دور دوم رفته و پیروزی فعلا مالیده است.

 تعیین جدول زمان بندی ایران- پاکستان

 خیلی خوش پروپاچه اند، لب خزینه هم می نشینند. اصلا محض رضای خدا شما بگوئید این سه تا کلمه چه ربطی دارند به ایران و پاکستان؛ جدول+ زمان بندی+مقابله با تروریسم.

دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد: " در مذاکرات تلفنی میان روسای جمهور ایران و پاکستان جدول زمان بندی به منظور ریشه کنی تروریست های جنایتکار" تعیین شد. لازم به یادآوری است که در جریان روی کار آمدن رئیس جمهور پاکستان حداقل پانصد نفر از جمله زن رئیس جمهور( بی نظیر بوتو) در عملیات تروریستی کشته شدند و از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد تا کنون هم حداقل دویست نفر بخاطر اینکه احمدی نژاد رئیس جمهور است، در عملیات نظامی و خیابانی کشته شده اند. جدول زمان بندی ریشه کنی ترور در مرز ایران و پاکستان بشرح زیر است:

 اول، دو سال برای اینکه نمایندگان دو دولت بتوانند به فاصله صد کیلومتری مرز برسند و حداکثر دو هفته در آنجا بمانند.

دوم، دو سال برای اینکه دو دولت بتوانند با هواپیما به مرز نزدیک شوند و هواپیماهای شان ساقط نشود.

سوم، دو سال برای اینکه یاد بگیرند که وقتی به منطقه مرزی می رسند کاری به کار گروههایی که مواد مخدر حمل و نقل می کنند نداشته باشند.

چهارم، دو سال برای اینکه دو رئیس جمهور بعد از اینکه یکی دو هفته ای در مناطق مرزی ماندند و معتاد شدند، در بیمارستان بخوابند و ترک کنند.

پنجم، دو سال برای اینکه کل جمعیت موجود در مرز را به یک جزیره منتقل کنند و بتوانند کل منطقه مرزی را مین گذاری کنند.

ششم، مرا مسخره می کنید یا خودتان را، دولت پاکستان و ایران هنوز معلوم نیست تا یک سال دیگر سرکار باشند، چطوری می خواهند جدول زمان بندی شده تعیین کنند؟  

 چینی ها دست از خشتک مان بردارند

به نظر من تقصیر چینی ها نیست، این بندگان خدا که نمی فهمند که اسلام چیست و قوانین اسلامی چیست. ما که پدر و مادرمان مسلمان بودند و برای اطمینان، هرکدام دو سه تا اسم پیامبر و ائمه داریم، مثلا محمد تقی و محمد علی، هنوز بعد از سی سال نمی فهمیم که بالاخره شلوار تنگ حرام است یا شلوار استرچ؟ یا مثلا اوزون برون را باید با آبلیمو خورد یا عرق سگی؟ چه برسد به چینی هایی که اصلا نمی دانند فرق بسم الله الرحمن الرحیم با لعنت خدا بر یزید چیست. می شود حکایت شلوارهای موهن چینی که به جای اینکه مسلمانی آدم را روی پیشانی آدم حک کند، روی فلانجای آدم حک می کند. البته موضوع شلوار حل شد و شلوارهای چینی فعلا در کهریزک نگهداری می شوند و نود درصد شان توبه کرده اند و پشت همه شان نوشته شده مرگ بر اسرائیل. ولی مساله تولید خاویار مهم است که ظاهرا دولت احمدی نژاد، خاویار مملکت را هم داده است دست چینی ها. فکر کردند هرچیزی مربوط به تخم باشد، باید دست چینی ها باشد، خاویار هم که تخمی ترین غذای کشور است و فعلا دست چینی ها از خشتک مان کوتاه شده و به بخش دیگری دراز شده است. -ابراهیم نبوی

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/28 و ساعت   
 احمدی نژاد بازهم ضایع شد /علیرغم تبریک عجولانه و بچگانه احمدی نژاد به کرزای انتخابات افغانستان به دو
احمدی نژاد بازهم ضایع شد /علیرغم تبریک عجولانه و بچگانه احمدی نژاد به کرزای انتخابات افغانستان به دور دوم کشیده شد

آرای حامد کرزی در انتخابات زیر پنجاه درصد رفت

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/28 و ساعت   
 نويسنده شرق الاوسط خطاب به ايران: اين همان عمليات انتحاري كوري است كه از آن در لبنان و عراق حمايت مي

طارق حميد نويسنده سرشناس روزنامه شرق الاوسط طي مقاله اي با عنوان :ايران:بازگشت ترور به خانه چنين تحليل كرده است كه ايران كه خود تا كنون از ابزار تروريسم براي صدور انقلاب به كشورهاي ديگر استفاده مي كرد اكنون خود طعم ناگوار آن را مي چشد .طارق حميد با اشاره به اقدامات به زعم وي تروريستي ايران در لبنان و عراق وحمايت از گروههايي همچون جهاد و حماس در فلسطين وحوثي هادر يمن به مواردي همچون «فواز العتيبي» تروريست القاعده اشاره مي كند كه چطور با ارامش از ايستگاه ايران به القاعده پيوست و ايران به يكي از ايستگاههاي هاي انضمام افراد به اين سازمان تروريستي تبديل شده بود.نويسنده مدعي شده است كه حادثه ديروز بايد باعث شود كه ايران ديگر با اعتماد به نفس از نقش منطقه اي خود در ايجاد ثبات در مناطق بي ثبات منطقه سخن نگويد زيرا اكنون خودش هم دچار بحران است و بايد عبرت هم بگيرد تا ديگر متوجه آن هشدارهايي شود كه عربها به دفعات اعلام ميكردند و ازايران مي خواستند كه از گروههاي تروريستي كه دست به اين گونه عمليات ها مي زدند حمايت نكند.نويسنده در پايان توصيه كرده است كه با اين مساله نبايدصرفا امنيتي مواجه شد ضمن آنكه مي گويد در كمال تاسف حالاامتداد تروريسم همه منطقه را گرفته و شايد مناطق جديد هم به اين فهرست اضافه شوند

إيران.. الإرهاب يعود إلى بيته

ارتفع صوت النظام الإيراني منددا بالإرهاب، ومتهما الغرب، بعد العملية الانتحارية التي استهدفت قادة في الحرس الثوري، وآخرين في إحدى مدن محافظة سيستان بالوشستان، قرب الحدود مع باكستان، ومن هنا نستطيع أن نقول إن الإرهاب قد عاد إلى بيته، أي إيران، كما أن هناك عبراً أخرى من هذه العملية.

فطالما حاول الإيرانيون استخدام ورقة الجماعات المتطرفة في منطقتنا من أجل تحقيق أهداف الثورة الإسلامية، سواء «القاعدة»، أو من هم على شاكلتها، في العراق، ولبنان، واليمن، والسعودية؛ فبعض من سلموا أنفسهم مؤخرا في الرياض، ومنهم فواز العتيبي، كانت إيران إحدى محطاتهم في طريق الالتحاق بـ«القاعدة»، بل إن بعض من قطعوا الأراضي الإيرانية للالتحاق بـ«القاعدة» في باكستان أو أفغانستان أدلوا باعترافات تقول إن هناك من سهل مرورهم بالأراضي الإيرانية وهو يرتدي البزة الأمنية!

ومن كل ذلك نستطيع أن نفهم لماذا تتكلم طهران بثقة عن دورها الإقليمي، وأن بيدها إعادة الاستقرار في المنطقة، ولكن يد إيران التي تدّعي المقدرة على ترسيخ الاستقرار قد احترقت بالأمس بعد التفجير الذي أودى بحياة قرابة ما يزيد على 20 شخصا، أبرزهم نائب قائد سلاح البر في الحرس الثوري، وقيادات أخرى، وكذلك من قيادات فيلق القدس، صاحب اليد الطولى في العراق.

أما العبرة الثانية التي نستخلصها من العملية الانتحارية، التي قامت بها مجموعة جند الله الإيرانية، فهي خطورة اللعب بالملف الطائفي، وهو الأمر الذي حذرنا منه مرارا وتكرارا، وحذر منه كثر من العقلاء، ولكن إيران، والمحسوبين عليها في منطقتنا، جعلوا لهم أذنا من طين، وأخرى من عجين، كما يقال، واتهموا كل من يحذر من الطائفية بأنه طائفي.

فملف الطائفية، الذي استغلته، وتستغله، إيران مطولا في منطقتنا، انفجر بيد نظام الملالي، وبعنف، ففي الوقت الذي اعتذر فيه اليمن بدبلوماسية عن استقبال وزير خارجية إيران منوشهر متقي، الذي أعلن أنه ذاهب لصنعاء من أجل التوسط في الصراع مع الحوثيين، وبعد المحاولات السابقة لتسخير الملف الطائفي في لبنان، تحت مظلة الإخوان المسلمين، عرّابي إيران في منطقتنا، من أجل تقديم مهزلة المصالحة السنية الشيعية، وعندما نقول مهزلة فلأنها جاءت لتبييض صفحة حزب الله الإيراني هناك، تأتي العملية الانتحارية في إحدى مدن محافظة سيستان بالوشستان في اجتماع قيل إنه كان يهدف إلى تعزيز «الوحدة بين الشيعة والسنة».

ولذا فإن استغلال الإرهاب سياسيا، أو من أجل عمليات أمنية، وكذلك اللعب بالملف الطائفي، يعدان نارا تحرق يد كل من يلعب بهما، ويستغلهما، وهذا أمر رأيناه في كل ملفات الصراع في منطقتنا ومنذ سنين.

ولذا فإن اللافت في العملية الانتحارية التي وقعت يوم أمس في إيران، أنها انطوت على أمرين طالما وافقا هوى إيرانياً، وهما العمليات الانتحارية، والبعد الطائفي، وهما أمران أحدثا في منطقتنا ما أحدثا، من السعودية إلى العراق، ومن الأردن، حتى لبنان، واليمن، ومصر، والقائمة تطول بالطبع!

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/28 و ساعت   
 رئیس بنیادشهید: خانواده ندا آقاسلطان بپذیرد که دخترشان بر اثر دسیسه‌های دشمن کشته شد تا تحت حمایت ما
|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/26 و ساعت   
 مطهری:احمدی نژاد آغاز کننده فتنه بود

علی مطهری احمدی نژاد را عامل و آغاز کننده فتنه ها دانست و خواستار محاکمه او شد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با ارائه راهکاری برای برون رفت از شرایط فعلی تصریح کرد: اصولگرایان باید به اشتباهات طرف خودی نیز توجه داشته باشند، با بیطرفی به ماجرا بنگرند و قضاوت منصفانه داشته باشند.
دکتر علی مطهری در گفتگو با خبرنگارمهر با اشاره به مخالفان طرح وحدت ملی اظهارداشت: گروهی از اصولگریان و به ویژه طرفداران متعصب دولت معتقدند تا زمانیکه عاملان اصلی فتنه به اشتباهات خود اعتراف نکنند و از مردم عذر خواهی نکنند و یا محاکمه و مجازات نشوند صحبت از وحدت ملی حرف بی معناست چرا که در این صورت وحدت ملی به معنای آنچه آنان "نجات سران فتنه" می خوانند خواهد بود.

وی ادامه داد : اما این دوستان توجه ندارند که احمدی نژاد هم به هر حال در این فتنه نقشی داشته و این حکم هم در مورد ایشان جاری است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی افزود: به نظر من رئیس جمهور با نحوه خاص مناظره خود و وارد کردن اتهامات به افراد غایب در مناظره ها آغاز کننده این فتنه بود و بعد از پیروزی هم تحریک کننده معترضان بود.

وی با اشاره به ضرورت عذرخواهی دو طرف اصلی ماجرا از مردم خاطرنشان کرد: بنابراین برای التیام وحدت ملی همانطور که موسوی باید به اشتباهات خود اعتراف کرده و از مردم عذرخواهی کند احمدی نژاد هم باید این کار را انجام دهد. درغیر این صورت این فتنه همچنان باقی خواهد ماند.

عضوفراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: بر این اساس دوستان اصولگرای ما باید به اشتباهات طرف خودی نیز توجه داشته باشند، با بیطرفی به ماجرا بنگرند و قضاوت منصفانه داشته باشند.

مطهری مخالفان طرح وحدت ملی را در دو دسته اصلی برشمرد و یادآورشد: برخی از این افراد از روی اعتقاد اینگونه اظهارنظر می کنند و برخی دیگر به دلیل اینکه ادامه این فتنه و وجود این شرایط نامتعادل به نفع آنها خواهد بود با طرح آشتی ملی به مخالفت برخواسته اند زیرا این افراد در چنین شرایطی راحت تر به اهداف خود می رسند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/26 و ساعت   
 توهین جنتی به راه‍‍‍‍پیمایی کنندگان ۱۳ ابان :عده‌ای می‌خواهند ماهیت صهیونیستی خود را نشان دهند
|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/25 و ساعت   
 ناگفته های پشت پرده برنامه مناظره های انتخاباتی!
|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/25 و ساعت   
 دیدار مهندس موسوی و خاتمی: جامعه رشید و بیدار ما راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی

جامعه رشید و بیدار ما راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است

مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین سید محمدخاتمی با یکدیگر دیدار کردند و گفتند که ملت ایران با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن تاكید بر پایبندی جدی به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی، از تداوم اوضاع ناگوار كنونی به خصوص ادامه بازداشت‌ها، محدود كردن آزادی‌های اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقی‌ها ، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئی‌ها و محروم بودن كسانی كه مورد تهمت و ناسزاگوئی قرار گرفته‌اند از امکان پاسخ ، اظهار نگرانی كردند و این شرایط را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب ، كشور و مردم دانستند.

آنها همچنین تاكید كردند جامعه رشید و بیدار ما كه به خصوص به بركت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد و دلبستگان به انقلاب و امام و عظمت ایران و ایرانی نیز با وجود همه مشكلات و تهدیدها از وظیفه الهی و میهنی‌شان دست بر نخواهند داشت.

موسوی و خاتمی تاکید کردند که آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است بازگشت به قانون اساسی و پرهیز از نقض، تحریف یا توجیهات ناروا نسبت به این میثاق گرانسنگ ملی است و اگر راه نقد سیاست‌ها و رفتارها بر روی كسانی كه در دلسوزی و دلبستگی آنان به جمهوری اسلامی و سرافرازی و استقلال میهن تردیدی نیست بسته شود، اگر با حضور انتقادی و اعتراض مدنی مردم مقابله شود و اگر تریبون‌های رسمی و رسانه‌هائی كه باید در خدمت آرمان‌های انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحریف، دروغ‌پردازی، اهانت و ناروا گوئی فضا را آلوده‌تر كنند بی‌تردید مناسبترین موقعیت برای فعال شدن جریان‌هایی پدید خواهد آمد كه با اصل انقلاب و نظام سر سازگاری ندارند.

این دو یار امام راحل خاطر نشان کردند که به نفع آینده كشور است كه هر چه زودتر فضای امنیتی از بین برود و رسانه عمومی و روزنامه‌ها بتوانند به وظایف خود عمل نمایند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/25 و ساعت   
 دیدار میرحسین موسوی با مهدی کروبی

میرحسین موسوی روز گذشته به منزل مهدی کروبی رفت و درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یکدیگر رایزنی و گفت و گو کردند.بنا به گزارش تغییر، در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است ، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان کرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.

او با بیان این که رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود ، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.

کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را ” عجیب و غریب ” توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده  اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند.

او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان محترم کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم . او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی  سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز  فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟

او درپایان سخنان خود تاکید کرد: برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام  اشاره می کند و یادآور می شود که بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.

میرحسین موسوی:  نمی توان کسی را حذف کرد

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات  به  اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: کسانی که آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست.

او به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قرت از دارایی های مالی کشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف کرد

او در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت: متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند.

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد : در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.

میرحسین موسوی تاکید کرد: عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی . من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنن. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.

موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.

من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/20 و ساعت   
 مرتضي طلايي:اسکناسهايي که شعار ضدانقلاب برآنها نوشته شده ابطال شوند

رييس کميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران گفت:بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران در اطلاعيه اي اعلام نمايد که عموم شهروندان از پذيرفتن اسکناسهايي که برروي آنها شعارها و پيام هاي خاص ضد انقلاب درج شده خودداري نمايند و اين اسکناسها ابطال شده و از چرخه پولي کشور حذف شوند.مرتضي طلايي در واکنش به برخي اقدامات مذبوحانه ضدانقلاب ، نظير شعارنويسي برروي ديوار و اسکناس که تحت تاثير و القاي شبکه هاي سلطنت طلب ماهواره اي مشاهده مي شود به خبرنگار ايرنا گفت:اين اقدامات منافقانه تاثير خاصي در عزم و اراده مردم فهيم کشور ندارد و صرفا حرکتي بي هدف تلقي مي شود.
رييس کميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران ادامه داد:شايسته است عموم مردم و نهادهاي مسئول با موضوعاتي از اين دست آگاهانه برخورد کرده و اجازه ندهند عده اي قليل با تکرار اينگونه رفتارها و بزرگ نمايي از اين دست اقدامات در رسانه هاي زنجيره اي شان دست به جوسازي عليه نظام اسلامي و مردم ايران عزيز نمايند.

مرتضي طلايي ادامه داد: عموم مردم مومن و خداجوي انتظار دارند با توجه به شيوع کورکورانه اينگونه حرکات دستگاههاي ذيربط اقداماتي را در اين خصوص انجام دهند.
وي افزود:براين اساس يکي از پيشنهادات قابل طرح در اين خصوص آن است که بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران در اطلاعيه اي اعلام نمايد که عموم شهروندان از پذيرفتن اسکناسهايي که برروي آنها پيام هاي خاص ضد انقلاب درج شده خودداري نمايندواين اسکناسها عملا از چرخه پولي کشور حذف شود.
رييس کميسيون فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران در پايان تاکيد کرد:ادامه دادعناصر ضد انقلاب با انجام چنين حرکاتي سعي در مانور تبليغاتي و قدرت نمايي دارند که به فضل خداي تعالي و هوشياري مردم و مسئولين کما في السابق ناکام خواهند ماند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/20 و ساعت   
 پروژهای عمرانی و سپاه پاسداران: شوق خدمت یا بلعیدن اقتصاد ملی؟

هدف جریانی كه با دست های آلوده و با اهداف كاملا سیاسی و باج دهی به بخش نظامی ، این ماجرا را پی می گیرد كاملا واضح و مشخص است . مبالغ بسیار عظیمی كه در بودجه سالیانه كشور قراردارد و به دلیل تصویب آن توسط مجلس شكلی قانونی به خود می گیرد از این راه به جریانی نظامی همسو با دولت كنونی واگذار می گردد تا بتوانند بدون نگاه مسئولانه به ملت و كشور و بی آنكه منافع ملی ، امنیت ، توسعه و آبادانی را در نظر داشته باشند صرفأ قدرتمندتر شدن در موارد و رخدادهایی چون انتخابات ، كنترل خشونتبار حوادث پیش و پس آن و تسخیر اركان اصلی قدرت را به صورت تمام عیار طلب كنند

حمیدرضا خادم

در برنامه ریزیهای اقتصادی و بودجه بندی سالانه کشورها ، عمران و سازندگی همواره یکی از تعیین کننده ترین و مهمترین بخش ها محسوب می شود . کثرت مشاغل و همچنین توسعه پایدار که از مهمترین دستاوردهای عمران محسوب می گردد همواره سبب می شود سالانه بودجه های کلانی در این زمینه که قاعدتا در کوتاه مدت نیز به سود دهی می رسند هزینه گردد و باور کارشناسان در این خصوص که عمران بعنوان یکی از چرخ دنده های تعیین کننده اقتصاد هر کشوری است را عملی سازند تا ماشین اقتصاد و پیشرفت از حرکت باز نایستد .

در یک پروژه ساختمانی بیش از یکصدوبیست نوع شغل وجود دارد ، از استخراج معادن گرفته تا تولید مصالح ، از تولید ماشین آلات تا حمل مصالح و اجرای ساختمان و ... و با همین گستردگی طیف های شغلی در اجرای ساختمان ، مشاغل تخصصی فراوان و همچنین غیر تخصصی که بخش عظیمی از نیروی کار کشور را شامل می شوند در سایه حرکت چرخ عمران کشور مشغول بکار گردند .

اساسا در هیچ کشوری حتی توسعه یافته ترین آنها هرگز دیده نمی شود که عمران و نوسازی متوقف گردد و همواره بر اساس نیاز جامعه و تحولات جهانی ، سوای از تاثیر بخشی در امر اقتصاد ، تقویت بخش خصوصی و ایجاد گردش مالی ، امنیت جامعه را در تولید انرژی ، استخراج نفت ، گاز ، معادن و همچنین ذخیره آب ، گسترش راه ها ، تولید برق ، گسترش ساختمانهای صنعتی همگام با پیشرفت صنعت و در نهایت سرپناه شهروندان تامین می نماید . حتی به گواه ماههای اخیر که بحران اقتصادی مشکلاتی را برای کشورها پدید آورد ، آمریکا با افزایش بودجه پروژه های عمرانی و مشغول شدن طیف گسترده ای از جامعه در آن و ایجاد گردش مالی ، از این طریق مسکنی نسبتا قوی در اقتصاد خود تزریق نمود تا عمران بعنوان نوشدارو در بحران اقتصادی مد نظر قرار گیرد . همچنین هنگامی که گزینه های سرمایه گذاری خارجی در کشورهای در حال توسعه مطرح می گردد ، عمران به دلیل بازدهی زودهنگام ، اجرای سریع قابل برنامه ریزی و همچنین ریسک پایین و سود تضمین شده ، از اولویت های سرمایه گذاران خارجی می باشد . همین مزیت برای سرمایه گذاران داخلی نیز وجود دارد که می توان آنان را نیز در توسعه پایدار و آبادانی کشور سهیم نمود .

با این مقدمه و بیان اهمیت عمران در اقتصاد ، با توجه به اینکه سیاست های دولت آقای احمدی نژاد در این زمینه فجایع بزرگی را در کشور پدید آورده ، به گزارش هایی در این خصوص و تبعات این تصمیم های نابخردانه و سیاسی خواهیم پرداخت .

موقعیت اقلیمی ایران و شرایط خشک آب و هوایی و همچنین خشکسالی های پی در پی ، می طلبد که ایران به لحاظ ذخیره آب باران های فصلی ، در سد سازی و پروژه های ذخیره آب گام هایی را برای رفع این مهم بردارد و همانگونه که در بیست سال گذشته شاهد بودیم طرح های بسیاری نیز در این زمینه توسط مشاوران مطرح و عموما به اجرا گذاشته شد . ولی شوربختانه عدم کارشناسی دقیق در برخی پروژه ها و سو مدیریت و همچنین واگذاری پروژه ها به شرکت های تحت پوشش جهاد سازندگی ، بنیاد مستضعفان و سپاه پاسداران و همچنین نظارت غیر اصولی و نگاه غیر مسئولانه برخی نهادها ، نه تنها این پروژه ها را از توجیه اقتصادی خارج ساخت ، بلکه اسیب های جدی به منابع و سرمایه های کشور وارد نمود . در بخش میراث فرهنگی و محیط زیست آسیب ها به حدی جدی و اسفبار بود که ده ها اثر ارزشمند ملی در زیر میلیونها متر مکعب آب به نابودی کشیده شد . آثاری که اگر نمونه های حتی کم ارزشتری از آن در سایر کشورها قرار داشت با تمام امکانات از آن نگهداری می شد . سد باستانی جره با قدمتی بیش از 1600 سال در زیر دریاچه سد جدید جره رامهرمز مدفون گردید . بیش از یکصدوسی سایت باستانی در زیر دریاچه سیوند قرار گرفت و چندین کتیبه و سنگ نوشته با ارزش و تاریخی به زیر دریاچه سد کارون سه رفت که هرکدام به تنهایی ارزشی غیرقابل قیمت گذاری داشتند . در بخش محیط زیست نیز به دلیل مکان یابی نامناسب و همچنین عدم پیش بینی در احیا اراضی ، ضربات مهلکی بر پیکر محیط زیست کشور وارد گردید .

در شهرها که به دلیل ساخت سنتی و فرسودگی منازل ، مدارس ، بیمارستان ها و ... هیچگونه امنیتی وجود ندارد ، حتی اندک توجهی به آن نشده است و تنها در حد شعار و حرف و طرح باقی مانده است . گستردگی بافت فرسوده و عدم رعایت موازین شهرسازی و عدم بهره گیری از روش های نوین و مدرن ، در هنگام زلزله شرایطی پدید خواهد آمد که هموطنان ما مورد آماج و سنگسار آوار ساختمانی قرار می گیرند و فاجعه ای مخوف که حاصل رفتار غیرمسئولانه و نابخردانه و بری از اصول اخلاقی برخی مدیران کشور است ایجاد می گردد . شاید به راحتی بتوان گفت که میلیون ها نفر در زیر آوار خواهند ماند و به دلیل عدم رعایت اصول شهرسازی و مسدود شدن راه های دسترسی و امدادرسانی همگی تلف خواهند شد . در راه سازی همانگونه که شاهدیم سالانه حدود سی هزار نفر در تصادفات جاده ای کشته می شوند . وحشتناک بودن این آمار را آنجا می توان یافت که در حمله نظامی آمریکا به عراق ، در طول تمامی این سالها آمار کشته ها به میزان یکسال تصادفات جاده ای در ایران نبوده است ، این بدان معناست که در زمان صلح به دلیل نا امن بودن جاده ها ، پایین بودن سرانه راه ها و فرسودگی ناوگان حمل و نقل ، در ایران بیش از زمان جنگ در برخی کشورها تلفات وجود دارد . سرانه راه در کشور ایران در مقایسه با ترکیه ، یک پنجم می باشد . یعنی ایران به ازای هر هزار نفر دو کیلومتر جاده دارد . ترکیه ده کیلومتر ، آلمان نوزده و ژاپن بیست و دو کیلومتر .

با وجود این عقب ماندگی ها و شرایط خطیر و همچنین وجود پتانسیل های بی نظیر ، شاهدیم که سرمایه های ملی بجای امنیت بخشی به ملت و توسعه پایدار صرف عملیاتی بی حاصل ، پرهزینه و پردرد سر همچون پروژه هسته ای می گردد و یا اینکه صرف کشورهای رفیق یا برادر می شود و اگر معدود پروژه ای بخواهد اجرا شود به دست نظامیان غیر متخصص با مقاصدی غیر از عمران سپرده می شود .

سومدیریت در برنامه ریزی و ارائه طرح ها و همچنین سیاست بازی های مستمر در این بخش مهم از مدیریت کشور ، عمران و آبادانی را نابود و به تبع آن طیف گسترده ای از نیروی کار و همچنین بخش خصوصی را در بدترین شرایط ممکن قرار داده و نیروی نظامی حکومتی که برای تبدیل شدن به حزبی تمام عیار وارد اقتصاد گردیده ،در شرایطی انحصاری هرگونه فعالیت عمرانی را به زیر چنبره خود کشیده است .

جریانی که بجز ساختن خاکریز در طول جنگ و به آب انداختن پلهای شناور و همچنین کندن بوته های خشک بیابان بعنوان جاده ، فعالیت عمرانی دیگری نداشت ، با تجهیز خود و خرید ماشین آلات عمرانی از جیب دولت ، با آزمون و خطا و کاملا غیر تخصصی وارد بزرگترین و حساس ترین پروژه های عمرانی شد و هزینه های سرسام آوری را بر اقتصاد کشور تحمیل ساخت . برنامه ریزی غلط ، سومدیریت ، عدم رعایت اصول کارشناسی ، گزینش خودی و غیرخودی ، جایگزینی تعهد بجای تخصص ، نا آگاهی در اصول و بدیهی ترین مسائل مهندسی و ... کار را به جایی رساند که پروژه ای سه ساله پس از بیست سال به اصطلاح افتتاح گردد و تازه عیان می شد که رفع معایب و نقص های همان کار به اصطلاح پایان یافته خود پروژه پرهزینه و زمانبر دیگری است . سد "مارون" با سالها تاخیر در ساخت و با چندین برابر شدن هزینه های آن پس از آبگیری توسط جهاد مشخص شد که نشتی شدیدی در زیر بدنه وجود دارد ! به ناچار مخزن به سرعت تخلیه و با هزینه ای گزاف و مدتی بسیار طولانی رفع نقص شد . سد" دلواری " نیز که پروژه ای سه ساله بود با بیش از پانزده سال تاخیر و هجده برابر شدن هزینه ساخت از سال هفتادویک تا کنون به پایان نرسیده است . دوبار شکسته شدن فرازبند و نشیب بند سد" کارون چهار" خود به تنهایی بیش از چهارصد میلیارد ریال زیان به کشور وارد نمود . سد "کرخه" که توسط سپاه پاسداران انجام شد ، پس از اتمام مشخص گردید که نشت آب در تکیه گاه چپ به حدی است که امکان شسته شدن سریع سد در کوتاه مدت وجود دارد و در غالب پروژه ای جدید با مبلغی بیش از 1500 میلیارد ریال بعنوان مبلغ اولیه ، عملیات رفع نقص به یک شرکت خارجی واگذار گردید. سد" سیوند" که توسط مهندسین مشاور وابسته به سپاه پاسداران مکان یابی و طراحی شد به دلیل جانمایی بر روی آبرفتی به عمق یکصدوچهل متر که بعدها دیده شد هزینه های هنگفتی را وارد ساخت تا آب بندی و استحکام سطح زیرین که توسط مشاورین وابسته به سپاه دیده نشده بود خود به تنهایی معادل چند سد بزرگ هزینه ساز شود .

این موارد تنها به همین پروژه ها محدود نمی گردد و بطور قطع باید گفت که تمامی پروژه هایی که در دست نهاد سپاه قرار دارد به دلیل عدم پاسخگویی و برخورد از موضع قدرت نظامی – نه تخصصی – دچار همین مشکلات و یا بزرگتر از آن هستند و به دلیل طبقه بندی شدن مدارک و نظامی شدن پروژه امکان حضور در منطقه و یا مطالعه آن وجود ندارد .

با این تجربیات پرهزینه و وجود خطرات بسیار در امنیت جانی مردم ، در چهار سال اخیر شاهد آن هستیم که پروژه های عمرانی کشور روز به روز در حال کاسته شدن هستند ، پروژه های نیمه تمام که میزان آن بیش از هفتادهزار پروژه می باشد در دستورهایی که از سوی دولت نهم صادر گردید به تعطیلی کشانده شدند و سیل عظیمی از نیروی انسانی به بیکاران پیوستند و معدود پروژه های استراتژیک و همچنین پروژه های سودآور و بزرگ بدون انجام تشریفات قانونی به سپاه واگذار گردید و در واقع امنیت مردم و توسعه پایدار به فراموشی سپرده شد .

امروز که بیش از یکهزار و پانصد پروژه عمرانی در دست سپاه پاسداران قرار دارد و سایر پروژه ها که در دست بخش خصوصی است به تعطیلی رسیده است ،شرایط برای فضای رقابتی به دلایل فراوان عملا از بین رفته است و بخش خصوصی هیچگونه توانی برای برخاستن و حضور در سازندگی ندارد . از سویی در گذشته سپاه به دلیل معافیت از پرداخت مالیات و همچنین پرداخت بیمه پرسنل از کیسه دولت و همینطور در اختیار داشتن بودجه های کلان دولتی در خرید انواع ماشین آلات و دفاتر رایگان به لحاظ قیمت سطحی پایینتر از پیمانکاران بخش خصوصی داشت ، اما با برنده شدن و تسخیر پروژه و آغاز آن با اعمال نفوذ ، مبلغ به چند برابر افزایش میافت و آنگونه که خود می خواست و آنچه را طلب می کرد به اجرا می گذاشت و هیچ قانون و قدرتی توان توقف آنرا نداشت . از سوی دیگر چندی پیش شاهد بودیم که یک فوریت طرحی فاجعه بار از تصویب مجلس گذشت که کلیه طرح های عمرانی به نهادی به نام بسیج سازندگی واگذار گردد . آن نهاد این اختیار را دارد که پروژه را به هر شکل که صلاح بداند واگذار نماید . که این مصوبه نیز بجای خود فجایعی غیر قابل جبران به همراه دارد که از آن جمله می توان به :

تقویت نیروهای نظامی حکومتی ، افزایش بودجه جنگی به نام طرح های عمرانی و به تبع آن کاهش بودجه عمرانی ، نظامی کردن بخش عمده ای از بودجه کشور خارج از مصوبات تعیین شده ، ایجاد فضای سواستفاده و رانت و فساد ، عدم اجرای تخصصی و صحیح پروژه ها ، تحمیل هزینه های هنگفت به پروژه ها ، حذف رقابت در ارائه قیمت و گرانتر شدن پروژه ها ، حذف کنترل و حسابرسی ، فراری دادن سرمایه های داخلی و خارجی ، فراری دادن مغزهای مهندسی و مدیریتی ، تضعیف و حذف بخش خصوصی ، تعطیلی شرکتهای متخصص و با تجربه اجرایی ، افزایش بی کاری و در نهایت تعطیلی پروژه ها که از اکنون شاهد آن هستیم را ، اشاره نمود .

هدف جریانی که با دست های آلوده و با اهداف کاملا سیاسی و باج دهی به بخش نظامی ، این ماجرا را پی می گیرد کاملا واضح و مشخص است . مبالغ بسیار عظیمی که در بودجه سالیانه کشور قراردارد و به دلیل تصویب آن توسط مجلس شکلی قانونی به خود می گیرد از این راه به جریانی نظامی همسو با دولت کنونی واگذار می گردد تا بتوانند بدون نگاه مسئولانه به ملت و کشور و بی آنکه منافع ملی ، امنیت ، توسعه و آبادانی را در نظر داشته باشند صرفأ قدرتمندتر شدن در موارد و رخدادهایی چون انتخابات ، کنترل خشونتبار حوادث پیش و پس آن و تسخیر ارکان اصلی قدرت را به صورت تمام عیار طلب کنند .

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/20 و ساعت   
 خاتمی : مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه آن کسانی که ...

خاتمی : مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه آن کسانی که با همه وجود به این راه اعتقاد دارند

سید محمد خاتمی ضمن انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی تلاش می کنند اصول گرایان باشخصیت را از صحنه به در کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.
رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) ضمن تسلیت این روز به شیعیان و همه انسان هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت: معمولاً حضرت را به عنوان پیشوای مذهب جعفری می شناسند، اما واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره حیات خود بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود. کاری که این بزرگواران انجام دادند ایستادگی در مقابل انحرافها و تحریفهایی بود که به خصوص در عرصه فكری، سیاسی و اجتماعی پدیدار شده بود و می رفت که مبانی عقیدتی و فکری اسلام را نابود کند؛ کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعاً اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند. متأسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر توجه به جنبه هایی می شود که مربوط به فقه شریعت است و به این دو بزرگوار استناد شده، حال آنکه این مسائل گرچه مهم است اما نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است. امیدوارم با توجه به زمینه های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز گفته می شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته اند و بارها گفته اند آنچه می خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگ بود، مورد تأیید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و به صورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که به راه و رسمی معتقدند که با واقعیت تطبیق داشته و به مصلحت جامعه و مورد خواست اکثریت است؟ جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد. روح غالب مردم ما اسلامی است؛ بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.
در جامعه هیچ کس نمی تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.
از طرفی ما در دنیایی به سر می بریم که حق، کرامت، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مسأله تاریخی است. اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیم دوران معاصر است که با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان آن را خواهیم جست. احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مسائلی است که در زمان پیامبر، امیرالمؤمنین و در متن آموزه هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگان دین به دست ما رسیده است وجود داشته است. امروز ما در دنیایی به سر می بریم که پذیرفته است حکومت ها دیگر نمی توانند مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق فرمان روایی داشته و مردم مجبور و محکوم به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسؤول است.
جمهوری اسلامی هم بر همین اساس مطرح شده و در عین حال که با معیارهای اسلامی سازگار است، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده به رسمیت می شناسد.
جمهوری اسلامی این ظرفیت را دارا است که از مزایای دستاوردهای نیکوی بشر در طول تاریخ بهره مند بوده و در عین حال از بدی های موجود بری باشد؛ ما همچنان اینگونه به جمهوری اسلامی می نگریم و پایبند به آن هستیم.
واقعاً باعث تأسف است که امروز حرف زدن برای کسانی مشکل شده است که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردم و اسلام و انقلاب و امامشان می نگرند؛ و اینگونه القا می شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظام، نظامی که همین افراد حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن فدا کنند.
این مشکل بزرگی است که حتی این افراد هم نتوانند حرف بزنند. اگر این ها نتوانند حرف بزنند می دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته های عمل به وجود می آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متأسفانه نشانه های آن را در جامعه می بینیم.
وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می شود هیجان ایجاد می شود و بعضی صداهایی شنیده می شود که از قضا مطلوب نیست. اگر در بخش هایی از جامعه مسأله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، دلیلش این است که معتقدان به جمهوری اسلامی نمی توانند در امنیت حرف خود را بزنند و در این شرایط است که کسانی لب به سخن می گشایند که به اصل نظام اعتقاد ندارد.
وقتی حرف زدن برای کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند پرهزینه شد، احتمال عمل از سوی کسانی پیش می آید که اصل را قبول ندارند.
تأکید می کنم که نمی توان با برخوردهای سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت زمان طولانی از نظام حفاظت کرد. چرا باید اسلام را به گونه ای عرضه کنیم که بخش هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست رو بگردانند؟ ما امروز شاهد این مسائل هستیم و به همین دلیل است که می گویم نتیجه روش هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می کند، براندازی است.
سید محمد خاتمی سپس با ابراز تأسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش هایی از جامعه به سوی هدف هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش افزود: این مسأله مهمی است که باید در آن تأمل کرد؛ ما در این جریانات خسارت های زیادی را متحمل شدیم، و البته دستاورد بزرگی هم داشتیم؛ منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نتوان این دستاوردها را جمع بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چگونه رقم بخورد؟
بزرگترین خسارتی که در این دوران وارد شد اهانت به ملت بود. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود همسو با ارزشهای انقلاب و در مسیر حرکت جمهوری اسلامی بود و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت مردمی را حرکتی اغتشاشی نامیدند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله با این اعتراض مردمی رفتارهایی را مرتکب شدند که به هیچ وجه با معیارهای اسلام، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشری سازگار نبود و زیانهای بزرگی هم به بار آورد. متأسفانه فضایی ایجاد شد که خسارات مادی و تلفات جانی زیادی به بار آورد و به حیثیت انسان ها لطمه خورد؛ شخصیت های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان هایی مورد هجمه همه جانبه قرار گرفتند.
ایجاد این فضای یک جانبه توأم با نسبتهای ناروا به سرمایه های واقعی نظام با هدف دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن آنها روش های نخ نمایی است که نتیجه عکس خواهد داد و در دید جامعه نتیجه معکوس خواهد داشت؛ چرا که می بینیم اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و ادامه دارد ناراضی است و وقتی در توجیه آن اعمال غلط، رفتارهای نادرست دیگری با افراد و شخصیت ها می شود قضاوت مردم دقیقاً عکس آن چیزی خواهد بود که مراد و مطلوب جریان های خاص است.
به صراحت می گویم بحث بر سر دعوای راست و چپ یا اصولگرا و اصلاح طلب نیست؛ صحبت بر سر این است که جریان تنگ نظر، خشونت گرا و یكسونگر متحجر و متوهمی که بسیاری از اعضای آن سابقه چندانی در انقلاب نداشته یا امتحانشان را نداده و یا از آزمون سربلند بیرون نیامده اند می خواهند هر آنکه را که نمی پسندند از صحنه بیرون کنند؛ نه تنها از عرصه حاكمیت، بلكه از صحنه جامعه و از نظر آنها حتی اصولگرایان با شخصیت هم در صورت مخالفت نباید در جامعه حضور داشته باشد.
این جریان اصلاح طلبان را متهم می کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام است و در نتیجه عرصه به گونه ای تنگ خواهد شد که تصویری از اسلام و انقلاب به دست می آید که تنها عده ای معدود که امکانات گوناگون و گسترده ای در اختیارشان قرار گرفته از آنها نمایندگی می کنند و جز آنها همه باید از صحنه به در روند.
این جریان باید بداند که با زور نمی تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یافته و با این روش هرگز پایگاه مستحکمی در میان مردم نخواهد داشت. با زور و با روشهای پلیسی و نظامی می شود برای مدتی استراتژی مشخصی را پیش برد، ولی این روش ها و استراتژی ها نمی توانند تداوم پیدا کنند.
ما همچنان بر سر حرف های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران. ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است. و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می کنیم مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم.
چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین با بدترین مخالفانش برخورد می کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟
چرا به قانون اساسی عمل نمی شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟
بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
ما دلمان برای ایران می سوزد؛ ایرانی که با استعدادها و امکانات منحصر به فردش باید سربلند و سرفراز باشد و متأسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته، بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است. می توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.
آن چه برای ما مایه تأثر است اینکه رفتارهای صورت گرفته و سیاست های اتخاذ شده چهره نظام و جمهوری اسلامی را در دنیا خدشه دار کند. اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه تر و سریع تر به هدف می رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت، ولی با هزینه های بسیار زیاد و البته مسلم است که این حرکت از بین نخواهد رفت.
مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه آن کسانی که با همه وجود به این راه اعتقاد دارند. فضای ایجاد شده و برخوردهای صورت گرفته می تواند به زیان همه تمام شود، نه فقط به زیان اصلاح طلبان یا به زیان مردم؛ گرچه خسارات بسیار بزرگی به مردم وارد شده، خون هایی به ناحق ریخته شده و بازداشت ها و فشارهای غیرقانونی صورت گرفته است.
حداقل انتظار ما این بود که با تحولات صورت گرفته در قوه قضائیه شاهد دگرگونی رفتارها نسبت به روند دستگیری ها و بازداشت شدگان و نیز متجاوزین به حقوق مردم و جنایکاران و مجرمان باشیم و رفته رفته تغییرات اساسی در فضای بسیار مسموم حاکم بر جامعه را لمس کنیم، فضای خطرناکی که از سوی جریانی خاص که امکانات متعلق به ملت را در اختیار گرفته به آن دامن زده می شود؛ هنوز هم امیدواریم كه این تحول آغاز شود.
امیدوارم در یک فضای امن و آزاد و با حفظ اصول و معیارها، همه کسانی که علاقمند به اسلام اصیل و ایران عزیز هستند و سرمایه های واقعی این مرز و بوم به شمار می آیند حق و حقوق مسلمشان را استیفا نموده، دوباره در عرصه حضور یابند و ما هم با موضع انتقادی و اعتراضی نسبت به روشهای موجود در صحنه حضور داشته باشیم.
آنچه که امروز شاهد آن هستیم به هیچ روی مطابق معیارهای قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی نیست. اصلاحاتی که من از آن سخن می گویم اصلاح انحرافاتی است که از معیارهای اصلی قانون اساسی و راه امام صورت گرفته و معتقدیم هر انحرافی که در این زمینه به وجود آمده باید با انتقاد، با گفت و گو و با میدان دادن به کسانی که به راستی دلبسته انقلاب و جمهوری اسلامی هستند اصلاح شود. اگر راه اصلاح بر وفاداران به قانون اساسی و جمهوری اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز خواهد شد که این اصول را قبول ندارند و نگرنی ما از این است که بزرگترین زیان و خسارت به اصل انقلاب و جمهوری اسلامی وارد شود که ان شاء الله اینچنین نخواهد شد. آنهایی که به این اصول و معیارها اعتقاد قلبی دارند، هرگز مأیوس نخواهند شد و البته باید به خدا توکل داشت، راه را به درستی تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای رسیدن به هدف در این راه درست را نیز داشت.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/20 و ساعت   
 میرحسین موسوی در دیدار با کروبی:

کسانی که حماسه 13 آبان را آفریدند، امروز در گوشه‏های زندان هستند

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/20 و ساعت   
 هشدار سازمان مجاهدین انقلاب نسبت به ورود سپاه به عرصه های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی

در پی واگذاری سهام نصف بعلاوه یک شرکت مخابرات ایران به کنسرسیومی مشتمل بر برخی شرکت های وابسته به بخش هایی از سپاه پاسداران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور اطلاعیه ای خواستار تجدید نظر در روند ورود سپاه به عرصه های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی شد.

متن کامل این اطلاعیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران
اکنون پس از نقض صریح موازین قانونی و زیرپا گذاشتن توصیه های مکرر و مؤکد امام مبنی بر عدم دخالت نیروهای نظامی در سیاست، شاهد نتایج یا به عبارت بهتر حلقه های تکمیلی و لوازم این روند نامبارک هستیم. عدم دخالت نیروهای نظامی در سیاست بر این استدلال استوار بود که ورود نیروی های مسلح که به تناسب ماهیت و نقش از منطق نظامی پیروی می کنند، به عرصه منازعات سیاسی اصول، موازین حاکم بر این حوزه را نقض و روندهای طبیعی و قانونی حاکم بر رقابت سیاسی را مختل می کند.

پیش از دوره اصلاحات نیز شاهد تجربه دیگری از عدم تمکین برخی از نهادهای حاکمیت از منطق تناسب عملکرد با شرح و ظایف خود و اکتفا به نقش و کارکرد قانونی خویش بودیم. مداخله دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رسمی کشور به عرصه فعالیت های اقتصادی نتایج نامطلوبی را برای کشور از جمله خود این نهاد فراهم آورد، که در دوره اصلاحات هزینه و نیروی زیادی برای جبران آن صرف شد.

مخالفت با ورود دستگاه اطلاعاتی کشوربراین منطق استوار بود که دستگاه اطلاعاتی به دلیل برخورداری از رانت اطلاعاتی و اشراف بر اطلاعات محرمانه موجود در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، موجب بروز اختلال در عرصه رقابت های اقتصادی، عدم شفافیت فعالیت های اقتصادی و گسترش فساد در فعالیت های مذکور و در نتیجه مختل شدن روابط سالم اقتصادی و تضعیف و ضربه خوردن بخش خصوصی و همچنین بروز فساد و تغییر اولویت های این دستکاه و دوری آن از وظایف اصلی و ذاتی خود می شود.

ما از زمان بروز اولین دخالت های سازمان یافته نیروهای مسلح در عرصه رقابت های سیاسی در انتخابات مجلس پنجم همواره به غیرقانونی بودن و آثار مخرب چنین دخالت هایی هشدار داده ایم. در انتخابات مجلس هفتم که برخی نهادهای نظامی احتمالاً با هدف در اختیار گرفتن و کنترل جو و فضای مجلس به نحوی سازمانیافته برای ورود عناصر خود به مجلس تلاش کردند، فهم مسیری که این روند لامحاله طی خواهد کرد برای آگاهان و دلسوزان کشور چندان دشوار نبود.

حضور پررنگ نیروهای نظامی در بالاترین و حساس ترین سطوح و سیاسی ترین مسئولیت ها در دولت نهم به ویژه نهادهای مجری انتخابات، مرحله ای گذرا در مسیر حساسیت زدایی از نقض آشکار قانون و زیرپاگذاشتن اصول و قواعد مسلم و اجماعی برای تضمین و اداره صحیح یک جامعه آزاد و مستقل به شمار می آمد.
از همان زمان می شد پیش بینی کرد که اگر هدف، کنترل ساختاری عرصه سیاست و قدرت کشور است، چنین مداخلاتی به حوزه رقابت سیاسی محدود نمی ماند. حضور سریع و چشمگیر نهادهای نظامی در فعالیت های اقتصادی و طرح های ملی با قراردادهای چند میلیارد دلاری از چنین ضرورتی برای تأمین هدف مذکور خبر می داد. چنین تحولی در دولت نهم و ضرورت تداوم آن به گمان ما یکی از مهم ترین عوامل تأکید و پافشاری بر حفظ و بقای دولت مذکور به شمار می آید. آثار این تأکید و پافشاری در انتخابات ریاست جمهوری دهم آشکارتر از آن است که نیازی به تبیین داشته باشد. با توجه به این تحلیل می توان منطق تحولات انتخابات ریاست جمهوری دهم و نقش و کارکرد مورد انتظار از این دولت را بهتر درک کرد.

امروز علاوه بر اختصاص پروژه های ملی چند میلیارد دلاری با ترک تشریفات مناقصه به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بنگاه های اقتصادی عظیم نیز یکی پس از دیگری از سوی این نهاد نظامی خریداری می شود. با توجه به این روند، واگذاری شرکت مخابرات ایران با سود سرشار سالانه صدها میلیارد تومانی پس از شرکت کشتی سازی صدرا آخرین نمونه نخواهد بود.

ما نمی دانیم جنجال آفرینی های کاذب اخیر نظیر هتاکی ها و حملات تصنعی و بی مناسبت و بی مقدمه برخی افراد علیه چهره های محبوب و محترم نظیر آقایان سید حسن خمینی، میر حسین موسوی و خاتمی و کروبی تا چه حد با هدف و انگیزه انحراف افکار عمومی از اتفاقات مهم جاری درکشور صورت می گیرد، اما صرفنظر از چنین احتمالی با توجه به آن چه گفته شد مسئله اصلی این نیست که در واگذاری پنجاه و یک درصد سهام شرکت مخابرات ایران به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران، آیا مقررات و اگذاری، ضوابط عرضه و فروش سهام در بورس رعایت شده است یا این واگذاری برخلاف قانون صورت پذیرفته است؟ بررسی این موضوع از منظر سئوال های مذکور رهیافتی خطا به مسئله ای مهم و بنیادی خواهد بود که تأثیری تعیین کننده بر سرنوشت نظام جمهوری اسلامی و جامعه ایران خواهد داشت.

سئوال اصلی این است:
حضور پررنگ و تعیین کننده سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد نظامی در حوزه های اطلاعاتی – امنیتی، سیاسی و اقتصادی تا چه حد با منافع ملی، مصالح نظام و جامعه ایران سازگار است. تمرکز قدرت اطلاعاتی، نظامی، سیاسی و اقتصادی در یک نهاد تا چه حد به مصلحت کشور است؟ با حضور نهادی برخوردار از امکانات اطلاعاتی و نظامی و سیاسی در عرصه اقتصاد کشور، آیا می توان به فعالیت و نقش آفرینی بخش خصوصی در اقتصاد کشور امیدی داشت؟ آیا فعالیت گسترده در بخش های مختلف اقتصادی و در اختیار گرفتن اهرم های اقتصادی کشور تا با وظایف و مسئولیت های ذاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازگاری دارد؟ تملک بنگاه های اقتصادی نظیر شرکت مخابرات ایران و یا شرکت کشتی سازی صدرا چه ارتباطی با مسئولیت ها و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد؟ آیا فعالیت های گسترده عظیم اقتصادی به بروز فساد در این نهاد نظامی نخواهد انجامید؟ آیا با وجود چنین نهاد قدرت مندی که تمامی اهرم های اطلاعاتی و نظامی و سیاسی و اقتصادی را در دست دارد می توان حقوق ملت از جمله حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را تضمین کرد؟ با وجود چنین نهادی که هر تصمیم او می تواند تمامی عرصه های اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشور را به شدت تحت تأثیر قرارداده و یا روابط و مناسبات موجود در این عرصه ها را مختل نماید آیا از این پس هیچ دولتی بدون اذن و موافقت و تأیید آن قادر به ایفای وظایف قانونی خود خواهد بود؟ آیا انتقال بنگاه های اقتصادی از بخش شفاف دولتی به بخش غیر شفاف حاکمیت می توان خصوصی سازی نامید؟ آیا انتقال مدیریت بنگاه های بزرگ اقتصادی به یک نهاد نظامی موجب رشد و شکوفایی فعالیت های اقتصادی خواهد شد و یا برعکس به سرنوشت بسیاری ازپروژه های واگذار شده دچار شده و به ورشکستگی و بی رونقی خوهند انجامید؟

در نگاهی دلسوزانه و متعهدانه به مصالح و منافع ملی کشور و نیز مصالح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان نهادی برآمده از انقلاب، پاسخ سئوال های فوق روشن است. از این رو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران این روند را به سود جامعه، نظام و سپاه ندانسته و مصرانه بر تجدید نظر در ورود سپاه به عرصه های سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی تأکید می کند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/18 و ساعت   
 خودداری مراجع از پذیرش نمایندگان حامی احمدی نژاد

در پی کاهش توجه افکار عمومی و رسانه ها به سفر نیویورک، تیم تبلیغاتی حامیان دولت برای جبران این ناکامی تبلیغاتی، به یکی از نمایندگان روحانی حامی دولت که در سفر نیویورک حضور داشت، مأموریتی جهت دیدار با مراجع تقلید و ارائه گزارشی از دستاوردهای بزرگ! این سفر داده اند.

با رد درخواست ملاقات نماینده حامی دولت برای ارائه گزارش سفر نیویورک از سوی مراجع تقلید، پروژه هاله نور ۲ با شکست مواجه شد.

به گزارش «آینده»، پس از بازگشت دکتر احمدی نژاد و همراهانش از سفر نیویورک و کاهش توجه افکار عمومی و رسانه ها به این سفر به نسبت سال های گذشته که با موضوع صندلی های خالی تشدید نیز شده بود، تیم تبلیغاتی حامیان دولت برای جبران این ناکامی تبلیغاتی، به یکی از نمایندگان روحانی حامی دولت که در سفر نیویورک حضور داشت، مأموریتی جهت دیدار با مراجع تقلید و ارائه گزارشی از دستاوردهای بزرگ! این سفر داده اند.
با اعلام درخواست این حامی سرسخت دولت از دو تن از مراجع تقلید جهت ملاقات و ارائه گزارش به مراجع تقلید که احتمال ارائه مطالبی نظیر داستان هاله نور در سفر اول دکتر احمدی نژاد به سازمان ملل را می دادند، مراجع تقلید با این درخواست مخالفت کرده و نماینده مذکور را به حضور نپذیرفتند.

گفتنی است دکتر احمدی نژاد پس از سفر نخست خود به نیویورک، در دیدار با آیت ا... جوادی آملی اقدام به ارائه گزارشی اغراق آمیز از مشاهدات خود و اطرافیانش در این سفر کرد که انتشار فیلم این دیدار توسط سایت "بازتاب"، با واکنش های فراوانی مواجه شد که به داستان هاله نور مشهور گردید.
|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/18 و ساعت   
 فرمانده ناجا: دیگر نیاز به گشت ارشاد نداریم

فرمانده نيروی انتظامی کشور در هفته ناجا اعلام کرده است که شرايط جامعه بهتر شده است و ديگر نيازی به حضور گشت‌های ارشاد نيست.اسماعيل احمدی‌مقدم در مرکز نظارت همگانی ناجا گفته است: بايد بگوييم شرايط بسيار بهتر شده و شايد ديگر نيازی نيست به صورت قبل اين گشت‌ها فعاليت كنند.فرمانده ناجا درعین حال تاکید کرده است: گشت ارشاد تعطيل نشده که بخواهد مجددا شروع شود. اقدامات‌مان نامحسوس شده و هدفمندتر برنامه‌ها را اجرا می کنيم که همراهی مردم در اجرای اين طرح بسيار مناسب بود.

به‌نظر می‌رسد فعالیت ناجا که به گفته فرمانده ناجا هدفمند شده، بر مقابله با اموری متمرکز خواهد شد که احمدی مقدم آنها را «تهدیدات نرم‌افزاری» خوانده بود.احمدی مقدم ماه پیش هشدار داده بود که برای مقابله با اين تهديدات باید ابزارهای مناسب و جديدی تعريف شود، زیرا به گفته وی، ابزارهای قديمی در اين زمينه كارآمد نيستند.

احمدی‌مقدم با تاکید بر سخت‌گیری‌های ماموران پلیس راهور گفته است: دستور داديم اين مسئله ضابطه‌مند شود. پليس نبايد به هر بهانه‌ای خودرو را متوقف کند و برای شهروندان ايجاد مشکل شود.طرح گشت ارشاد که بخشی از طرح امنیت اجتماعی است، تابستان امسال تحت تاثیر رویدادهای پس از انتخابات قرار گرفت و طرح امنیت اجتماعی که تاحدودی تعطیل شده بود در آخرین روز تابستان وارد فاز جدیدی شد و نمایش کراوات و پاپیون در فروشگاه‌های پوشاک کشور ممنوع شد.

طرح امنیت اجتماعی اولین بار چهار سال پیش و به دنبال اعتراض برخی افراد مذهبی در خصوص اشاعه بی‌بندوباری در جامعه توسط محمدباقر قالیباف، فرمانده پیشین نیروی انتظامی و شهردار کنونی تهران به اجرا درآمد و اساس آن بر تذکر شفاهی بود.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، نامزدهای اصلاح‌طلب انتخابات ریاست جمهوری، اعلام کرده بودند در صورت پیروزی در انتخابات، فعالیت گشت ارشاد را متوقف خواهند کرد.

پیش‌بینی‌ها

فرمانده ناجا در آستانه 13 آبان، روز دانشجو، ادعا کرده است «دراین مدت با کمترین خشونت و بهترین رفتار عمل کرده‌ایم.»

گفتنی است پیش از این برخی مسئولان نیروی انتظامی گفته بودند که هفت تا ۱۰ مامور متخلف بازداشتگاه کهریزک، دستگیر شده‌اند. همچنین اعلام شد که بازجویی این افراد آغاز شده ولی تاریخ دقیق دادگاه آنها مشخص نیست.

فرمانده ناجا پیش‌بینی کرده است که در روز 13 آبان مانند روز قدس حادثه خاصی اتفاق نخواهد افتاد.

مهدی احمدی، رئیس مركز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران، به خبرگزاری ایلنا گفته بود در روز قدس «تعدادی از افراد كه قصد آسیب به اموال عمومی را داشتند از سوی پلیس دستگیر شدند.»

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/18 و ساعت   
 نوشتاری درباره مجلس خبرگان رهبری
علی مطهری:برخی از اعضای مجلس خبرگان رهبری فکر می کنند هر چه از مقام معظم رهبری تعریف و تمجید کنند ایشان خوشحال‌تر می‌شوند
 
دکتر علی مطهری*: برخوردی که با آیت الله سید علی محمد دستغیب در مجلس خبرگان انجام شد حاکی از وجود یک نگاه غلط در این مجلس نسبت به وظیفه خبرگان رهبری است. این جریان فکری آیت الله دستغیب را که در نطق خود خواهان حضور مخالفان در این مجلس و بیان نظراتشان بود ونسبت به امنیتی شدن فضای جامعه هشدار داده بود متهم به ساختارشکنی کردند و پرونده ایشان را به کمیسیون تحقیق ارسال نمودند تا در صورت لزوم حکم اخراج ایشان صادر شود و چه زیبا رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی این اقدام جریان فکری مذکور را که بوی تملق و چاپلوسی از آن به مشام می رسید تقبیح نموده و بر وجود آزادی بیان و اظهارنظر مخالف در مجلس خبرگان رهبری تأکید نمودند.

خبرگان رهبری حتی مجازند عملکرد رهبری را مورد بررسی قرار داده و پیشنهاداتی به معظم له ارائه نمایند، خصوصا که مکالمات و گفت وگوهای این مجلس مستقیما از رسانه ملی پخش نمی‌شود وتنها نتیجه جلسات به اطلاع مردم می‌رسد. اساسا در مجلس خبرگان رهبری کمیسیونی به نام "نظارت" پیش بینی شده است که حاکی از روشن بینی و آزاد اندیشی این مجلس است.

 شاید برخی اعضای این مجلس چنین فکر می کنند که هر چه از مقام معظم رهبری تعریف و تمجید کنند ایشان خوشحال‌تر می‌شوند، در حالی که رهبر فرزانه ما مانند مقتدای خویش امام علی علیه السلام و همان گونه که خود بارها در خطابه های خویش فرموده‌اند از اینکه دیگران با ایشان با مصانعه و ملاحظه‌کاری رفتار کنند و آنچنان که با سلاطین سخن می‌گویند سخن بگویند رنج می‌برند و از کسانی که به نصیحت و خیرخواهی برای ائمه و پیشوایان مسلمین می‌پردازند استقبال می‌کنند.

بهترین نمونه در تاریخ انقلاب اسلامی ما نوع برخورد شهید آیت الله مطهری با امام خمینی (ره) است. به جرئت می توان گفت که شخصیتی نزدیکتر از شهید مطهری از  نظر روحی و علمی به امام خمینی وجود نداشت و امام خمینی نیز به هیچ یک از یاران و شاگردان خود به اندازه شهید مطهری علاقه‌مند نبود تا آنجا که او را حاصل عمر و پاره تن خود نامید. اما همین شهید مطهری در مراودات خود با امام خمینی صریح ترین افراد بود و نظرات خود را بدون هرگونه مصانعه و مجامله با ایشان مطرح می کرد.

به عنوان نمونه ایشان در نامه‌ای که در سال 56 به امام خمینی (ره) می‌نگارد، پس از اشاره به یک جریان فکری منحرف که به جمع دانشجویان خارج از کشور نیز راه یافته بود می‌نویسد :"من لازم می‌دانم حضرت عالی گاهی برخی افراد بصیر را ولو به طور خفا به اروپا و آمریکا بفرستید، جریانها را از نزدیک ببینند و گزارش دهند، که به عقیده بعضی از دوستان در آنجا، پاره‌ای از حقایق از حضرت عالی کتمان می‌شود."

آری، دوستی با ولایت فقیه این است نه آنچه برخی اعضای مجلس خبرگان رهبری انجام دادند و رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی از این انحراف جلوگیری نمودند.

والسلام.

*نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی
|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/15 و ساعت   
 مدیر موسسه نشر و آثار خمینی خطاب به جواد لاریجانی : اگرهولوکاست قابل تحقیق است، چرا انتخابات اخیر نب

در پی اظهارات اخیر محمد جواد لاریجانی در خصوص بیت حضرت امام و سید حسن خمینی، مدیر موسسه نشر و آثار امام خمینی در نامه‌ای به وی،تاکید کرد تامل بیشتری بر اهداف حرمت‌شکنان دودمان حضرت امام خمینی بنماید.

به گزارش ایلنا خلاصه ای از نامه محمد علی انصاری بدین شرح است :

از جنابعالی که منتسب به بیت شریف مرجعیت هستید و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در مناصب و عرصه‌های گوناگون از خوان نعمت جمهوری اسلامی ایران و امام بهره وافر نصیبتان شده است تعجب است که چرا بر خلاف نظر غالب دوستان اعم از جناح چپ و راست که شرایط کنونی کشور را بسیار حساس و گذر منطقی و عقلانی از آن را ضرورت حفظ و تداوم نظام وا نقاب و منافع ملی می‌دانند شمشیر از رو بسته‌اید و اقدامات خیر خواهانه و دولسوزانه شخصیت‌های برجسته و خدمتگذاران صدیق انقلاب را به رودرویی با نظام و اقدام علیه امنیت ملی کشور تفسیر نموده‌اید.

آیا احتمال نمی‌دهید که اعتراض مردم و نخبگان و جناح‌های سیاسی کشور درباره انتخابات برای کشف حقیقت و رفع ابهام از ذهن‌ها باشد.

دوستانی که تحقیق درباره بسیاری از مسایل تاریخی و از جمله تحقیق درباره جعلی بودن هولوکاست را که از سوی رییس جمهور محترم طرح و در دنیا جنجال وسیعی براه اندخت حق مسلم آزاداندیشان و تاریخ دانان ومخالفت با آن را خلاف دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه دانسته و گلایه دارند که چرا در طرح تحقیق از یک موضوع تاریخی اینقدر عصبانیت و آشفتگی وجود دارد چرا اجازه تحقیق درباره مساله ساده انتخابات را نمی‌دهند.

و یا در مورد یادگار امام جناب آقای حاج سید حسن آقا خمینی، آیا هیچ دلیل موجهی از حجت شرعی یا مشکل شخص و امثال آن پیدا نمی‌شود که به ناچار به دروغ پردازی‌های هدفمند دهها بولتن و جعلیات بعضی از چهره‌های پشت صحنه تخریب روی می‌آورند ودر این روزها مکرر ملاقات ایشان را بامراجع یا سفر به فرانسه و یا شرکت در جلسات سران اصلاحات وکاندیداتوری ریاست جمهوری القاء می کنند.

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/14 و ساعت   
 عکس قبض تلفن - وقتی تعاونی وابسته به سپاه مخابرات را می خرد

عکس را بعد از ذخیره کردن بزرگتر و واضح تر ببنید

 

|+| نوشته شده توسط CNM در 88/07/13 و ساعت